السيد حامد النقوي

291

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

قادح نيست . باقيماند سخنى ديگر كه تعلّق بسند احاديث دارد ، و آن را بتأسّى بيهقى و امثال او ، چنان كه بر ناظرين شروح بخارى مثل ( ارشاد سارى ) مخفي نيست مىتوانم گفت : كه اين روايت كه دالّ بر تأخّر بيعت است ، و ابو سعيد راوى آن ، بسبب عدم اسناد زهرى ضعيف است و غير مقبول ، و روايت ابو سعيد ، كه منطوق آن بيعت امير المؤمنين ، و حضرت زبير ( رضى اللَّه عنهما ) روز اول است مسند و موصول ، پس اين البته اصح خواهد بود . و به حمد اللَّه كه طريق تطبيق ، و دفع اختلاف روايات عقلا و نقلا آشكار شد ، و ضرورتى بدان نماند كه گويم بيعت اولى نوعى باختفاء ، و ثانيه علانيه واقع شده ، انتهى . از اين عبارت واضح است كه اين بزرگ ، نطاق همّت بر ميان جان تسويل و تخديع بربسته ، علم ترجيح و تقديم روايت ( ابن سعد ) و ( حاكم ) و ( بيهقى ) و غير ايشان را بر روايت صحيحين برداشته ، و نقل اين حضرات را بر ارشاد با سداد حضرت عائشة گذاشته ، و گاهى حضرت عائشه را با آن همه جلالت شأن و عظمت ، و تهور و تصدّر ، كه از آراستن معارك قتال ، و مكافحه و مناطحه شجعان ابطال ، هراسى نداشتند ، و اكابر علماء و فقهاء و صحابه آخذ و مستفيد احكام جليله از ايشان ، بمفاد ( خذوا شطر دينكم عن هذه الحميراء ) كه مخاطب آن را در اين كتاب در جواب حديث ثقلين وارد كرده ، و معارضه به آن خواسته بودند ، در پردهء شرم و حياء ، و حجلهء استتار و اختفاء نشانيده ، و در زمره معتزلات از مجامع رجال ، و مجتنبات از محافل گنجانيده ، و گاهى ( معاذ اللَّه ) حضرت او را غافل و ذاهل و جاهل ، و بى خبر از حقيقت حال ، بلكه در حقيقت مجترى بر نفي باطل و كذب و افتعال گردانيده ، ارشاد او را دربارهء