السيد حامد النقوي
292
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
چنين امر جليل الشأن از درجهء اعتبار و اعتماد ساقط ساخته ، داد اتعاب نفس و اعياء فكر در ردّ و قدح و جرح و ابطال آن داده . پس هر گاه رسوايى صحيحين به اين حدّ كشد ، از آوردن نام آن بر زبان بمقابلهء اهل حق استحياء مىبايد كرد ، نه آنكه گردن كبر بذكر آن بايد افراخت و دست بر عدم اخراجشان بايد انداخت ، و شناعت خرافات اين بزرگ ، كه در ردّ اين حديث وارد كرده ، و همچنين كمال فضاعت تعريضات قبيحهء او ، كه حاكم بكمال نصب و عداوت او است ، اگر بيان كرده شود كلام از بحث خارج گردد . « قدح حديث تأخر بيعت على عليه السلام از جهت سند مقدوح است » لكن اين قدر بايد دانست كه دعوى عدم اسناد زهرى اين حديث را كذب محض ، و بهتان صرف است ، زيرا كه از ملاحظهء صحيح بخارى و صحيح مسلم هر دو واضح است ، كه زهرى اين روايت را از عروه از عائشه نقل كرده . ( فدعوى عدم الاسناد و ترك الوصل محض الكذب و البهتان و الهزل ) . بخارى در صحيح خود در باب غزوهء خيبر از كتاب ( المغازى ) گفته : حدثنا يحيى بن بكير ، قال : حدثنا الليث ، عن عقيل ، عن ابن شهاب ، عن عروة ، عن عائشة ، أن فاطمة بنت النبى صلى اللَّه عليه و سلم أرسلت الى أبى بكر ، تسأله ميراثها من رسول