السيد حامد النقوي
584
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
از مؤاخذات محققين اعلام نباشد ، پس اعراض او و اعراض مسلم كه سالك مسالك او و تلميذ و خريج او بوده از روايت كردن از كسى چگونه دليل قدح و جرح او تواند شد كه جمله از رواياتشان مجروح و مقدوح است ، و كسى كه خود راوى مجروحات و مقدوحات باشد ، چگونه اعراض او از روايت از كسى قابل التفات و اعتنا باشد ، حال آنكه مجرد اعراض از هر كسى كه باشد قابل احتجاج و استدلال نيست ، پس همين كلام بجواب تشبث رازى باعراض شيخين از ذكر حديث غدير بعينه جارى خواهد شد . بالجمله هر گاه ترك روايت بخارى و مسلم از شخصى دليل قدح و جرح او نخواهد شد كما صرح بقوله : « فدل على انهما إذا تركا الرواية عن رجل لم يوجب ذلك قدحا فيه » همچنين ترك بخارى و مسلم حديثى را هم دليل عدم ثبوت و عدم تواتر آن نمىتواند شد ، و به هيچ وجه اعراضشان نافي صحت ، و منافي تواتر نمىتواند شد . و نيز رازى در وجه رابع اعراض بخارى و مسلم را از روايت كردن از شافعي دفع ساخته به آنكه أبو داود سجستانى ، و ابو عيسى ترمذى ، و عبد الرحمن بن أبى حاتم ، و محمد بن اسحاق روايت از شافعي كردهاند و شك نيست در علوّ شأن ايشان در حديث ، پس همچنين اعراض بخارى و مسلم را از ذكر حديث غدير دفع خواهيم كرد به آنكه ابو عيسى ترمذي ، و عبد الرحمن بن أبي حاتم ، و غير ايشان كه اسماء بعض آنها در سابق شنيدى ، و اسماء جمعى از ايشان را پس از اين انشاء اللَّه خواهى شنيد ، روايت حديث غدير كردهاند - و شك نيست