السيد حامد النقوي

576

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

روات ديگر تاريخ غزوهء خيبر را ذكر نكرده‌اند ، و جمع جناب امير المؤمنين عليه السلام تحريم متعه و حمر انسيه را در اين حديث نه به اين جهت است كه تحريم هر دو در روز خيبر واقع شده است ، بلكه به اين جهت است كه ابن عباس در هر دو مسئله اختلاف داشت . و نيز از قول او : ( و ما مىگوئيم : روايات ثقات محتمل معنى مذكور است ، و روايتى كه قابل اين احتمال نباشد شاذ است و غير محفوظ ) ظاهر است كه روايتى كه نص باشد در تاريخ حكم متعه بروز خيبر و قابل تأويل نباشد از روايات ثقات خارج است و غير معتبر و غير معتمد است كه شاذ و غير محفوظ است . و سناء اللَّه پانىپتى كه تلميذ شاه ولى اللَّه است در ( سيف مسلول ) گفته : سؤال : حضرت مرتضى نهى از متعه را روز خيبر كه در سال ششم از هجرت بود روايت كرده ، و احاديث ديگر دلالت دارند بر آنكه روز اوطاس كه در سال هشتم بود متعه به عمل آمده بود پس متعه ناسخ حرمت گشته . جواب اين اشكال به دو وجه است : يكى آنكه تحريم متعه در غزوهء اوطاس است فقط نه در غزوهء خيبر و راويان قصهء غزوه خيبر تحريم متعه را ذكر نكرده‌اند ، و تحريم آن را بغزوهء خيبر مورخ نساخته ، مردم را اين گمان از آنجا پيدا شد كه على رضى اللَّه عنه ذكر تحريم متعه و حمر اهلى را در يك حديث جمع كرده ، و تحريم حمر اهلى را موقت كرده بغزوهء خيبر ، مردم را گمان پيدا شد كه هر دو تحريم در يك وقت شده باشند ، و اين وهمى است بى دليل .