السيد حامد النقوي
450
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
نبود ، چرا كرابيسى بسبب تكلم احمد بن حنبل ساقط الاعتبار شد ، عجب كه طعن و تشنيع احمد بن حنبل بر كرابيسى بسبب مسئلهء لفظ مقبول گردد ، و طعن و تشنيع ذهلي بر بخارى بسبب همين مسئله نامقبول گردد . ( تِلْكَ إِذاً قِسْمَةٌ ضِيزى ) . و اگر بگويند كه قدح ذهلي در بخارى ناشي از حسد و عناد و بغض و لداد بود ، از اين سبب از درجهء اعتبار ساقط ، و از پايهء اعتماد هابط باشد . گويم كه اولا حسد و عناد را ناشي از شدت تمسك بسنت نتوان گفت . و حاسد و حاقد را محسن نتوان ناميد ، و ثانيا اين احتمال مضرتى بما نمىرساند ، چه هر گاه قدح ذهلي با اين همه جلائل فضائل و مناقب عاليه و محامد ساميه ، و با اين جلالت و نبالت ، و رياست ، و امامت ، و عظمت مرتبت در تحقيق ، و تنقيد لائق اصغاء ، و اعتبار ، و اعتماد نباشد ، مجرد اعراض بخارى و مسلم از ذكر حديث غدير چگونه قادح در ثبوت آن گردد . و نيز قدح ابو داود و ابو حاتم رازى در حديث غدير كه رازى تمسك به آن در اين مقام نموده هرگز قابل التفات نباشد ، كه ذهلي شيخ اين هر دو است . پس هر گاه كلام شيخ لائق اعتبار نباشد كلام شاگردان را چه رتبه است كه كسى گوش به آن دهد ، و جاحظ كه خود بمراتب بسيار از ذهلي مفضول و مرجوح است بفضائح و قبائح شنيعه مقدوح ، پس قدح او را كه خود منزلتي نيست ، چه جا كه بعد از اسقاط قدح ذهلي قابل اصغا باشد .