السيد حامد النقوي

445

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

[ پس از غرائب هفوات و عجائب ترّهات است ، زيرا كه حاصل كلام آنست كه بخارى گفته است كه نگفته‌ام الفاظ ما به قرآن مخلوق است ، و جز اين نيست كه حركات و اصوات و افعال ايشان مخلوق است ، و قرآن مسموع متلوّ ملفوظ مكتوب در مصاحف كلام خدا است و غير مخلوق است . پس اين كلام بكمال صراحت دلالت دارد بر آنكه بخارى قائل بخلق الفاظ نبوده ، و حال آنكه خلاف آن از سابق ظاهر است ، و قطع نظر از اين حكم بخلق اصوات و حركات ، و عدم خلق الفاظ از هيچ عاقلى كه اندك فهم و ادراك داشته باشد نمىآيد ، و تفرقه در الفاظ و اصوات و حركات اعجب و اغرب است از تفرقه در لفظ و ملفوظ . و دليل اصرح از اين بر جمود ذهن و خمود فكر اين حضرات نمى تواند شد ، كه گاهى تفرقه در لفظ و ملفوظ در حكم خلق مىكنند ، و گاهى هم از آن ترقّى كرده بر سر تفريق و تمييز در الفاظ و اصوات و حركات مىآيند ، و چون خود ذهبى بر كمال شناعت اين تفريق و تخليط ، و دفع بداهت ، و مصادمت صراحت متنبّه شده ، در مقامات ديگر بر سر تصويب حكم بخلق الفاظ قرآن رسيده ، و شناعت حكم قدم آن بخاطر آورده اين تأويل عليل را كه از بخارى آورده به خاك سياه برابر ساخته ، مگر نشنيدى كه ذهبى در ( سير النبلاء ) در ترجمهء حسين كرابيسى گفته است : ] و لا ريب أن ما ابتدعه الكرابيسي و حرّره في مسئلة التلفظ و أنه هو حق الخ [ 1 ]

--> [ 1 ] سير النبلاء ج 7 ص 303 .