السيد حامد النقوي

14

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

است تا بكمال توجّه و اصغاء تلقّى كلام آينده نمايند ، و اطاعت اين امر ارشادى را واجب دانند ، مانند آنكه پدر در مقام وعظ و نصيحت به پسر خود بگويد : كه آيا من پدر تو نيستم ؟ و چون پسر اقرار كند او را به آنچه منظور دارد بفرمايد ، تا به حكم پدرى و پسرى قبول نمايد و بر طبق آن عمل كند . پس ( أ لست أولى بالمؤمنين ) در اين مقام مثل ( أ لست رسول اللَّه إليكم ) يا ( أ لست نبيكم ) واقع شده ، مناسبت يك لفظ از كلام آينده براى اين عبارت جستن و در خواستن كمال سفاهت است تمام كلام را با اين عبارت ربطى كه هست كافى است . و از اين طرفه‌تر آنكه بعضى از مدققين ايشان بر نفى معنى محبت و دوستى دليل آورده‌اند : كه افادهء دوستى حضرت امير امرى است كه در ضمن آيهء وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ [ 1 ] ثابت شده بود . پس اين حديث نيز اگر افادهء همين معنى نمايد لغو باشد ، و نفهميده‌اند كه افادهء دوستى شخصى در ضمن عموم چيزى ديگر است ، و ايجاب دوستى همان شخص بالخصوص امرى ديگر ، اگر شخصى بجميع انبياء اللَّه و رسل اللَّه ايمان آرد ، و بالخصوص نام محمد رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله نگيرد اسلام او معتبر نيست ، اينجا دوستى ذات حضرت امير رضى اللَّه عنه بشخصه منظور افتاد . و در آيت دوستى به وصف ايمان كه عامّ است مفاد شده بود ، و بر تقدير اتحاد مضمون آيت و حديث باز چه قباحت شد ؟ كار پيغمبر خود همين است كه تأكيد مضامين قرآن و تذكير آنها مىكرده باشد ، خصوصا هر گاه وهنى

--> [ 1 ] التوبة : 71 .