السيد حامد النقوي
15
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
و سستى از مكلّفين و عمل بموجب قرآن دريابد . قوله تعالى : وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ [ 1 ] و هيچ مضمون در قرآن نيامده الّا همان مضمون را در چند آيت تأكيد فرموده ، باز از زبان پيغمبر تأكيد و تقرير آن كردهاند تا الزام حجت ، و اتمام نعمت كرده باشند ، و هر كه قرآن و حديث را ديده باشد مثل اين كلام پوچ نخواهد گفت و الا تأكيدات و تقريرات پيغمبر در باب روزه و نماز و زكات و تلاوت قرآن همه لغو خواهد شد ، و نزد خود شيعه نص امامت حضرت امير را بار بار گفتن و تأكيد كردن همه لغو و بيهوده خواهد بود ، معاذ اللَّه من ذلك ، و سبب فرمودن اين خطبه چنان كه مؤرخين و اهل سير آوردهاند صريح دلالت مىكند كه منظور افاده محبت و دوستى حضرت امير بود ، زيرا جماعتى كه از صحابه در مهم ملك يمن با آن جناب متعين شده بودند مثل بريدهء اسلمى ، و خالد بن الوليد ، و ديگر نامداران هنگام مراجعت از آن سقر شكايتهاى بى جا از حضرت امير به حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله عرض نمودند ، چون جناب رسالت پناه ديد كه اين قسم حرفها مردم را بر زبان رسيده است و اگر أو يك دو كسى را از اين شكايتها منع كند محمول بر پاس علاقه نازكى كه حضرت امير را با جناب او بود خواهند داشت و ممتنع نخواهند شد ، لهذا خطبهء عام فرمود و اين نصيحت را مصدّر ساخت بكلمهء كه منصوص است در قرآن : أ لست اولى بالمؤمنين من أنفسهم . يعنى هر چه مىگويم از راه شفقت و خير خواهى مىگويم ، محمول بر پاسدارى كسى ننمايند ، و علاقهء كسى را با من در نظر نياورند . محمد بن اسحاق و ديگر اهل سير بتفصيل اين قصه را آوردهاند [ 2 ] .
--> [ 1 ] الذاريات : 55 [ 2 ] تحفه اثنا عشريه ص 208 الى 210 ط پيشاور .