السيد حامد النقوي
13
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
مرا از جان خود دوستتر مىداريد ، پس هر كه مرا دوست دارد على را دوست دارد ، بار خدايا دوست دار كسى را كه دوست دارد او را ، و دشمن دار كسى را كه دشمن دارد او را . عاقل را بايد كه در اين كلام مربوط غور كند ، و حسن انتظام او را دريابد و اين لفظ پيغمبر كه ( أ لست أولى بالمؤمنين من أنفسهم ) باشد مأخوذ از آيت قرآنى است ، و از همين راه او را از مسلّمات اهل اسلام قرار داده ، و به روى تفريع حكم آينده فرمود . و در قرآن اين لفظ جائى واقع شده كه معنى أولى به تصرف در آنجا اصلا مناسبت ندارد و هو قوله تعالى : النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ [ 1 ] پس سوق اين كلام براى نفى نسبت متبنّى به متبنّى است . و بيان آنست كه زيد بن حارثه را زيد بن محمد نبايد گفت زيرا كه نسبت پيغمبر صلى اللَّه عليه و سلم بجميع مسلمانان نسبت پدر شفيق بلكه زياده بر آنست ، و زنان پيغمبر همه مادران اهل اسلامند ، و اهل قرابت در نسبت احق و اولى مىباشند از غير ايشان ، اگر چه شفقت و تعظيم ديگران زيادهتر باشد ، پس مدار نسبت بر قرابت است كه در متبنّى و متبنّى مفقود است نه بر شفقت و تعظيم ، و همين است كتاب اللَّه يعنى حكم خدا ، و معنى أولى بتصرّف در اين مقصود اصلى دخلى ندارد . پس در اينجا هم مراد همان معنى است كه در حديث اراده كرده باشد ، و اگر بالفرض صدر حديث را بمعنى أولى بتصرّف گردانيم نيز حمل مولى بر أولى بتصرّف مناسبت ندارد ، زيرا كه در آن صورت اين عبارت براى تنبيه مخاطبين
--> [ 1 ] الاحزاب : 6