صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )

39

شرح بر زاد المسافر صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( تحقيق آشتيانى ) ( فارسى )

تكاليف شرعيه و قوانين و قواعد راجع به نظام اجتماع ، همين وجود محسوس و هيكل مادى است . حكماى طبيعى ، حقيقت انسان را مركب از عناصر متضادّ مىدانند كه از امتزاج اين عناصر ، مزاج خاص انسانى به وجود مىآيد . و نفس انسانى نزد جماعتى از ماديون ، همين مزاج حاصل از امتزاج عناصر است . و برخى ، مزاج را عارض بر صورت نوعيه و قائم به آن و حالّ در مادهء انسانى دانسته و معتقدند كه حقيقت انسان همان صورت نوعيه است كه از تجرد ، نصيبى ندارد . لذا نزد اين جماعت نيز ، به مجرد انحلال قواى مادى ، صورت يا مزاج مبدأ آثار انسانى ، فاسد و معدوم مىشود و جهت بقا در آن بوجه من الوجوه تحقق ندارد . دانشمندان طبيعى و مادى عصر ما نيز ، كليهء آثار مترتب بر انسان را به سلولهاى مغزى و دماغى مستند مىدانند . و آنچه را كه قايلان به تجرد انسان از ماده ، معلول روح و نفس مجرد دانسته‌اند ، به مواد و عناصر مادى نسبت مىدهند . بنابر اعتقاد حكماى متألّه كه به تجرد نفس ناطقه معتقدند ، حقيقت انسان عبارت است از فصل مقوّم و صورت نوعيهء او كه همان نفس ناطقه باشد و بدن ، آلت و وسيله است جهت انحاى تصرفات نفس و واسطه است براى تكميل و تكامل و تحصيل كمالات ، لذا از حقيقت انسان خارج است . بنابراين مسلك ، خطابات و اوامر و نواهى و تكاليف ، متوجه روح و جهت تجرد و وجههء باقى اوست . كسانى كه به تجرد برزخى نفس علاوه بر تجرد عقلانى آن اعتقاد ندارند ، مثاب و معاقب ، نزد آنان همان نفس ناطقه است كه با هيآت و ملكات و عوارض و جهات ناشى از صدور اعمال اعم از زشت و زيبا و خوب و بد محشور خواهد شد . و جهت مادى و جزء بدنى او ، به موت ، زايل و معدوم مىشود و آنچه كه داراى بقا و ثبات است ، معاقب و مثاب خواهد بود . حكماى مشّائيّه و اشراقيهء دوران اسلامى به واسطهء نصوص موجود در قرآن و احاديث وارد از صاحب اين شريعت ، در مقام تصحيح معاد جسمانى مطالبى را