صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )

382

شرح بر زاد المسافر صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( تحقيق آشتيانى ) ( فارسى )

فرض مىكنيم صورتى جسمانى بزرگتر از خيال فلك در اين صورت امتناع ارتسام در آنجا هم امكان دارد و امكان تحقق محال هم مثل محال بالفعل غير ممكن است . اشكال ديگر اين كه چرا ايشان توجّه نفرموده‌اند كه از علم و صور علميه تا وجودى از براى نفس مدرك حاصل نشود ، ادراك محقق نمىگردد ، مگر امكان دارد ظرف علم امرى باشد به كلى خارج از نحوهء وجود عالم . علم بايد در مرتبهء قوهء ادراكى ظهور داشته باشد تا نفس بالقوه از حصول صورت يا ظهور مدرك به فعليت برسد . اگر معلوم بالذات ، در وجود عالم حصولى نداشته باشد ( ما الإدراك ؟ و ما الإدراك و ما الإدراك ؟ ) تازه اگر نفس صور خيالى را در عالمى ديگر شهود نمايد ، بايد عند الاتصال رنگ و لونى از اين ادراك بگيرد و اين امرى است كه نبايد بر چنين حكيم دانايى مخفى باشد . ايشان ترسيده است كه اگر اين حرف را به زبان آورد ، بنابر عدم جواز انطباع مقدار كبير در صغير لازم آيد كه نفس ( اگر چه در مرتبهء خيال بالفعل باشد ) مادى نباشد و صور ، به قيام صدورى به نفس متخيله قائم باشند و لازم مىآيد تجرد قوهء خيال و از وقوع آن كه فرع بر امكان آن مىباشد ، عالم برزخ در نزول وجود نيز ثابت مىشد . ديگر آن كه لاهيجى چرا مناقشه ننمود كه صور نامنظم لازم دعابات واهمه و شيطنت متخيله در عالم مثال واقع نخواهند شد ( البراءة هذا العالم و كمال تقديسه ) . و ديگر آن كه چرا نگفت صور حاصل از تجسم اعمال و يا قوالب برزخى وضع و بعث و سؤال قبر و حشر و نشر نمىشود به مثال نزولى تحقق يابد ؟ و تجسم اعمال مربوط است به غيب محالى ( كما نص عليه الشيخ الأكبر ) و استاد او در چندين مورد از كتابهاى خود متعرض اين معانى شده است . حكيم لاهيجى از براى خود شاهدى نيز آورده و مؤيدى نيز ارائه داده‌اند و او شارح مقاصد است ( ملا سعد تفتازانى ) و بعد برهان مشهور را بر امتناع اقامت نموده‌اند ، در حالتى كه اين برهان ( اوهن از بيت عنكبوت است ) لذا فرموده‌اند : « . . . و نعم ما قال شارح المقاصد : و لمّا كانت الدعوى عالية و الشبهة واهية لم يلتفت