صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )

324

شرح بر زاد المسافر صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( تحقيق آشتيانى ) ( فارسى )

در موضع صورت حيوانى كه مبدأ حس و تحريك ارادى است تكوين مىشود ، لذا نفس انسانى به وصف وحدت ، جامع جميع قواى خاص نبات و حيوان است ، ناچار در نفس انسانى - به اعتبار وجود اطلاقى نه به اعتبار وحدتى كه متعلق آن ، مقام غيب نفس است ، بلكه به اعتبار وحدت اطلاقى منبسط بر كافهء قوا و استعدادات - كل القواست ، لذا نفس به اعتبار اين وجود ، عين قواست و فعل قواى جزئى و كلى ، فعل نفس است ؛ چه آن كه نفس ناطقهء بالفعل ، هيكل توحيد و مظهر جميع اسماى تنزيهى و تشبيهى الهى است . و عندليب گلستان توحيد به اين معنا اشارت فرموده است : نظرى كرد ببيند به جهان ، قامت خويش * خيمه در مزرعهء آب و گل آدم زد . خلاصهء مرام حكيم دانا آقا على مدرس آن است كه : نفس ناطقهء انسانى از اين جهت كه فصل الفصول و حقيقت انسان ، به اين اعتبار نوع الانواع است ، جامع جميع صور و فعليات و كافهء فصول و انواع و اجناس موجود در سلسلهء قوس صعودى نفس كليهء انسانى است به لحاظ آن كه جميع مراحل و مواطن نفس متحرك به حركت جوهرى و تحول ذاتى و كليهء حدود حاصل از حركت فطرى و تمام فعليات حاصل از سير و سفر معنوى و عروج تركيبى ، در فصل اخير و صورت تامهء نفس نطقى و جوهر متحصل بالفعل انسانى موجود است ولى نه به وجود فرقى و تفصيلى ، بلكه به وجود جمعى احدى ، در روح امرى كه از آن به هيكل توحيد تعبير نموده‌اند ، همهء مراتب و فعليات موجود در صور معدنى و نباتى و حيوانى كه هر يك از اين درجات و مراتب ، خود داراى درجات و فعليات هستند ، به وجود جمعى الهى نه وجود فرقى تفصيلى جمع است و جميع اين مراتب ، به وجود واحد موجودند و وجود نفس كأنّها كل الدرجات و الفعليات است ، هر درجه‌اى ، خود ، صورتى و هر فعليتى ، خود ، تحصلى است و هر مرتبهء عالى ، صورت مرتبهء سافل و هر موجود دانى ، فعليتى است نسبت به درجهء قبل از وجود و تحصل خود . و تعلق نفس در زمان تدبير بدن از طريق و مجراى