صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )

315

شرح بر زاد المسافر صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( تحقيق آشتيانى ) ( فارسى )

بدون ماده و استعداد حاصل در ماده منشأ استجلاب صورت و علت ترجيح صورت خاص بود و هر صورتى كه بر ماده وارد مىشود ، بايد در مادهء قابل ، يك نحو اقتضايى وجود داشته باشد كه آن جهت ، مرجح افاضهء فعليت از واهب الصور شود ؛ چه آن كه نسبت معطى صور و جواد مطلق به همهء اشيا متساوى است . و اين خصوصيات موجود در مواد مستعده است كه صورت خاص را از مبدأ تجلى صور ، طلب نمايد و به لسان قابلى ، حق را بخواند ، و اين تخصص و تعين خاص هر صورتى ، همان طورى كه در قابل موجود است در فاعل مفيض نيز موجود است و هر شىء ، خود ، تعيّنى در وجود علت خود دارد . و همهء اشيا در مقام واحديت ، به صور علمى موجودند و تحقق خارجى را طلب نمايند و اين تعيّن در وجود علت ، تعين علمى است كه تحقق به وجود خاص خارجى را خواهش دارد ، لسان طلب ، از معلول ، لسان قابلى و از ناحيهء علت به اعتبارى لسان فاعلى است ، لسان اسماى الهى كه طلب اظهار خواص و ابراز ظهور نمايد ، لسان و طلب فاعلى است . يكى ديگر از دلايل ، بر صحت حمل و تركيب اتحادى و اتحاد ماده و صورت غير آنچه كه از شيخ نقل كرده‌اند آن است كه : نفس ناطقه صورت تماميت بدن و بدن ، مادهء آن مىباشد و حصول تركيب خاص و وجود تفنّن از ناحيه تراكيب متعدد و نظام خاص در بدن كه مشتمل است بر نظام‌هاى متعدد ، نفس مجرد و صورت متعلقى كه افاعيل خاص انسان از آن ناحيه ظاهر و صادر شود را اقتضا نمايد و شك نيست كه نفس ، به كثيرى از صفات بدن متصف مىشود . و ما ، در مسألهء ( النفس في وحدتها كل القوى - إذ فعلها بفعله قد انطوى ) در مقام شرح مطالب رسالهء - سبيل الرشاد - مفصل در آن بحث مىنماييم . چون نفس در مقام تعلق به ابدان ، به صفات جسمانى خاص ابدان ، متصف مىشود در مقام اظهار افاعيل خود از بدن - مثل حركت و جلوس و اكل و شرب و ديدن و شنيدن و چشيدن و بوييدن و ديگر افعالى كه بدن ، آلت صرف است ، به اعتبار حمل