صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )

316

شرح بر زاد المسافر صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( تحقيق آشتيانى ) ( فارسى )

مشتقاتى نيز مثل آكل و شارب و متحرك و ساكن بر نفس ناطقه - بدون اتحاد ، توارد اين حالات متجدد زمانى حادث و زايل و در شرف عدم و اتصاف نفس به صفات اجسام ، امكان ندارد . و صحت انعقاد قضايا و حمل محمول بر موضوع مثل أنا أكلت ، و أنا شربت ، و أنا أجلس ، و أنا أشمّ ، و يا زيد جاء ، و ذهب عمرو ، و زيد أكل و شرب و جلس و غير اين امور از موارد ، همه بر اتصاف نفس به صفات اجسام و طبايع مادى دليل است . لذا با آن كه مبدأ افاضهء وجود در اين موارد ، عقل مجرد و يا مفيض حقيقى واجب الوجود است ، ولى مجرد ، به اين صفات متصف نمىشود ، بين مفيض اصل وجود انسان و افاضهء اصل قوا و جوارح و افاضهء اصل وجود سارى در افاعيل انسانى و فاعل مباشر حركات فرق است ، ناچار نفس بوجه من الوجوه ، و به لحاظ و اعتبارى ( لحاظ و اعتبار به نحو حقيقت بدون شوب مجاز ) با بدن متحد است و بدون شك و ترديد ، مرتبهء نازلهء آن ، صورت حالّ در بدن است ، و اگر اين معنا با اصول و قواعد قائلان به اين كه نفس در ابتداى وجود مجرد تام الوجود ابدى الحيات و عقل صرف است و عقل مجرد ، فاعل مباشر اجسام نمىشود ، سازگار نيست اشكالى است كه بر اصل مسأله وارد است . و جواب آن اين نيست كه بگوييم : اتصاف نفس به صفات اجساد و ماديات ، مجاز است ؛ و اين خود ، دليل است بر اتحاد نفس با بدن ، به اعتبار آن كه نفس ، صورت تماميت بدن است ، حال اگر اين مهم ، دليل است بر بطلان قول مشهور و برهان تام و تمام و حق و حقيقتى است كه ( لا يأتيه الباطل و لا يقبل الشكّ من خلفه و . . . ) اثبات مىنمايد كه نفس در ابتداى وجود ، عين مواد و اجسام و عين صور حالّ در جنين يا نطفه بلكه انزل از آن مىباشد . و اول مقام تقرر انسان در عالم ماده ، استقرار در رحم و ظهور به صورت ماده و صورت مادى عديم الشعور است اگر چه در نهايات وجود ، به بدايات آن منتهى مىشود .