صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )

252

شرح بر زاد المسافر صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( تحقيق آشتيانى ) ( فارسى )

القدسية ، فلا بدّ - من هذا التحول الذاتي و الاشتداد الجوهري - أن يصل إلى حد من حدود الوجود ، [ و ] ينفصل عن هذا البدن الدنيوي الطبيعي ، و يستغني عنه مكتفيا بذاته دون حاجة إلى ما تحلّه بتمامه أو ببعض قواه ، فيتبدّل بوجوده الدنيوي المادي إلى وجوده الأخروي ؛ إذ نسبة الدنيا إلى الآخرة نسبة النقص إلى الكمال و نسبة الطفل إلى البالغ » . چون تنزل وجود از مقام اطلاق و تجلى آن در مراتب كون و هستى ، امرى ذاتى است و وجود ، بالذات در مرائى آفاق و انفس متجلى است و حقيقت صرف وجود ، بدون تجافى از مقام عالى خود ، بالذات مبدأ سريان وجود در عوالم و اصل وجود سارى در حقايق بالذات و به حسب جوهر حقيقت از مرتبهء عالى به مقام نازل مىرسد ، لذا در مقام قوس صعود ، متحرك به طرف آخرت بايد بالذات و به حسب جوهر ، حركت نمايد تا به حسب ذات از مقام نقص به مقام كمال برسد . نفس آدمى به حكم حركت جوهرى روى اصل تكامل ذاتى ، از مقام قوه و هيولانيّت ، به مقام فعليت و آخرت متوجه است و در ابتداى وجود ، حقيقت آن عين صور و مواد و استعدادات است و تكامل ، عبارت است از رها نمودن نقص و واجد شدن كمال لايق ذات ، لذا حلول در ماده ، شأن مراحل اولاى اوست . و نفس ، به اعتبار تعلق به بدن دنيوى ، داراى مواضع احساس متعدد و داراى قواى ادراكى منفصل از يكديگر مىباشد ، ولى به اعتبار تعلق و اتصال به بدن اخروى ، موضع حس و خيال و موضع سمع و بصر او ، در مواضع متباين تحقق ندارد و رجوع از دنيا به آخرت ، همان تبدل وجود دنيوى به اخروى است و از خواص بدن اخروى حيات و ادراك است نه موت و جهل و از خواص دنيا موت و جهل است . ناچار اين دو بدن كه به هم اتصال دارند يكى ناقص و ديگرى كامل همان است نه امرى متباين با آن و از اين راه ، بدن محشور ، عين بدن موجود در دار غرور است و فرق از ناحيهء نقص و كمال است نه چيز ديگر . نفس ، در آخرت مستكفى بالذات و در دنيا از ناحيهء قواى بدنى به كمال مىرسد و بعد از وقوف حركت و نيل به مقصد ، مستكفى بالذات مىشود .