ابن داود الحلي

91

سه ارجوزه در كلام ، امامت وفقه ( فارسي )

منها الكتاب الباهر العظيم * يعنو « 1 » لديه الجوهر العظيم فقد تحدّى الفصحاء في العرب * فعجزوا بعد اجتهاد وطلب « 2 » لأنّهم راموا له تكذيبا * فعجزوا فآثروا الحروبا ورأينا تفضيل منصب النّبى * على مقام الملك المقرّب وإنّما قلنا النّبىّ أفضل * لأنّه من الإله مرسل فاختصّ عن بعض من الملائكة * بهذه ، وامتاز عمّن شاركه

--> آنان كه از قلب صاف وحق‌ّپذير برخوردارند ، هرگز به مبارزه با راستى بر نمىخيزند ، تا پيامبران در برابرشان به اعجاز دست يازيده ومنكوبشان سازند . البتّه كساني كه جز لجاج وعناد كارى ندارند ، در برابر ارائهء « آيات الهى » مقهور ودرمانده خواهند شد . در داستان روياروئى حضرت موسى با « ساحران » حكومت فرعون ، صريحا بر اين واقعيّت تصريح شده كه ساحران بعد از مشاهدهء عصاي آن حضرت كه به « ثعبان » مبدّل شد ، سر به سجده نهادند وبه خداى يگانه ايمان آوردند : فَأَلْقى مُوسى عَصاهُ فَإِذا هِيَ تَلْقَفُ ما يَأْفِكُونَ ، فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ ساجِدِينَ ( شعراء / 45 - 46 ) ودر سورهء طه آيات 65 - 70 نيز به همين مطلب اشاره شده است . واينست نقش آيهء خدايى . جالبتر آنكه : امام صادق عليه السّلام - در روايتي كه نقل شد - كلمهء « معجزه » را همان « علامة » معرّفى كرده‌اند ، و « علامت » با « آية » و « نشانه » مرادف است . ونيز در بيان هدف معجزه ، سخن از سركوب كردن وناتوان ساختن به ميان نياورده‌اند ، بلكه « معجزه » را نشان راستگويى پيامبر وعامل جدايى أنبياء حقّه از مدّعيان حقّه دانسته‌اند . وكم فرق بين المعنيين ! در روايت ديگرى كه از امام موسى بن جعفر عليه السّلام نقل شده ، واژهء « معجزه » به كار رفته ، ولى نه به تنهايى ، بلكه به كلمهء « آية » عطف گرديده است ( بحار الأنوار 17 / 214 : وهي آيات محمّد ومعجزاته ) . بعيد نيست كه نظر امام بر آن بوده كه تفاوت كاربرد اصطلاحى « معجزه » را با « معجزه به معنى آية » بيان فرمايد . وكوتاه سخن آنكه : كلمهء « معجزه » در قرآن نيامده است ، واين واژه فقط بيانگر يك صفت از ويژگيهاى « آيهء خدا » ست ، نه معرّف كامل آن . ( 1 ) - يعنو ، اى : يخضع ويذلّ . ( 2 ) - قرآن در آيات : 22 بقره ، 13 هود ، 38 و 39 يونس و 88 اسراء به تحدّى پرداخته وصريحا اعلام نموده كه آوردن مانند اين كتاب براي انسانها ممكن نيست . حال بايد ديد كه ويژگيهاى