ابن داود الحلي

48

سه ارجوزه در كلام ، امامت وفقه ( فارسي )

باورهاى كلّى وبسيط بسنده كرده واز استدلال وبرهان دورى گزيده‌اند . در نتيجة ، دانشمندان ومدافعان شيعه ناگزير به فلسفهء الهى انتقال يافته از يونان رو آورده واز رهگذر آموختن اين علم ، توان تدوين مسائل اعتقادي وبرهاني كردن آن را كسب كرده‌اند . اين گمان نه تنها در أذهان محقّقان غير شيعي وغير اسلامى ريشه گرفته ، بلكه در ميان پيروان مكتب نيز كم وبيش چنين تصوّراتى يافت مىشود وعدّه‌اى در اثر عدم آشنايى با معارف قرآني وروايى ، از محدوديت بيانات آموزگاران دين به بحثهاى فقهى واخلاقى سخن مىگويند . برخى ديگر نيز مشابهت نگرشهاى كلامي شيعه را با معتزله در بسيارى از مسائل جزئي ، گواه بر اثرپذيرى كلام اين مذهب از كلام معتزلي دانسته‌اند « 1 » ويا لا أقل به همانندى اين دو مذهب كلامي حكم نموده‌اند . « 2 » درحالىكه حقيقت جز اين است وشيعه در كلام خود نه نيازى به مكاتب ديگر داشته ونه خاستگاه مذهب كلامي اعتزال را تصديق نموده است . لاهيجى در شوارق مىگويد : « بايد دانست كه موافقت اماميّه با معتزله در بسيارى از مسائل كلامي ، بدان جهت است كه معتزليان در تدوين كلام خود از دانش فلسفه يارى جسته‌اند ، نه آنكه مسائل اعتقادي اماميّه از مكتب اعتزال گرفته شده باشد . بلكه اينان أصول خويش را از پيشوايان معصوم خود اخذ نموده‌اند وآن بزرگواران - صلوات اللّه عليهم - پيروان وياران خود را از پرداختن به كلام ، جز در پرتو

--> ( 1 ) - ابن تيمية حرّانى در منهاج السّنة به مناسبت نقل اعتقاد اماميّه باب عدل الهى صريحا مىگويد كه ريشهء اين اعتقاد شيعه از معتزليان بوده وبزرگان ايشان همچون مفيد وكراجكى آن را از معتزله گرفته‌اند . ( ر . ك . منهاج السّنه 1 / 31 ، بنا بر نقل انديشه‌هاى كلامي شيخ مفيد / 3 ) . ديگر علماى أهل سنّت نيز تعبيراتى از اين قبيل دارند . ( 2 ) - كتاب متتبّعانهء « انديشه‌هاى كلامي شيخ مفيد » كه رسالهء دكتراى آقاى مارتين مكدرموت در دانشگاه شيكاگو بوده وتوسّط آقاى احمد آرام ترجمه شده است ، نمونهء بارز اين طرز تلقّى مىباشد . در جاى جاى اين كتاب - كه بحقّ از نظر متد ومحتواى تحقيق در جايگاه بالايى قرار دارد - تعبيراتى از قبيل : « شيخ مفيد نخستين امامي نبوده كه اعتقادي از معتزله اقتباس كرده . . . » ( صفحهء 3 ) ، « تعليمات مهمّى از معتزله به عاريت گرفته بودند . . . » ( صفحهء 4 ) ، « سيّد مرتضى گام فراخترى از گام مفيد به جانب اعتزال بر داشته بود » ( صفحهء 6 ) ، « أبو سهل إسماعيل بن إسحاق بن أبي سهل بن نوبخت رهبر فرقهء اماميّه ونيز متكلّمى با تمايلات معتزلي بود » ( صفحهء 30 ) ، « شيخ مفيد ، طبق معمول ، موافق با نظر بغداديان است » ( صفحهء 106 ) فراوان به چشم مىخورد . ومهمتر آنكه در همه جاى كتاب از مفيد به عنوان متكلّمى در قبال متكلّمان ديگر مذاهب ياد شده است كه با انديشه‌ورزى خود در زمينهء مسائل كلامي بحث كرده‌اند . درحالىكه مبناى كلامي مفيد به عنوان دانشمند شيعي قطعا چنين نيست .