عبد الرحمن جامي

مقدمة 49

الدرة الفاخرة في تحقيق مذهب الصوفية والمتكلمين والحكماء المتقدمين

حساس با محسوس بالذات ومتخيل با تخيّل ومتوهم با متوهّم وعاقل با معقول ) اثبات مىكند وبا وجه مخصوصى كه تقريب مىكند اين معنى را در موردى كه ادراكي از قوه بفعل خارج شود يك نحو ترقى وجودي صاحب ادراك قرار مىدهد ودر حقيقت ادراك يك نوع انتقالى مىباشد كه صاحب ادراك از مرتبه وجود خود به رتبهء وجود مدرك پيدا مىكند ( يادنامهء ملا صدرا ص 24 ) . ظاهر اين عبارت چنين است كه حتى اشراقيين اتحاد عاقل ومعقول را رد كرده‌اند . در صورتي كه بنظر مىرسد اتحاد عاقل ومعقول تنها در مورد علم حضوري مىتواند تحقق يابد كه آن نظريه ( علم حضوري ) مورد قبول اشراقيين است . نتيجهء علمي در مكتب اشراق ومشاء يكى است ، يعنى هر دو مكتب به يك نتيجة فلسفي مىرسند ولى هيچ‌كدام به تنهائى نمىتواند بتمام حقايق برسد . وبزبان ديگر استدلال وتفكر محض عقلانى نمىتواند رازگشاى همهء اسرار فلسفي باشد بلكه راه ديگرى به نام كشف وشهود ووحى نيز بايد به كمك استدلال وعقل شتابد تا بسر منزل مقصود برسد . عقيدهء صدر المتألهين بنا بر آنچه علامه سيد محمد حسين قاضى طباطبائى آورده چنين بود كه ذكر شد . عين عبارت طباطبائى : چنانكه از كلام صدر المتألهين ( ديباچهء أسفار وغير آن ) بر مىآيد وى در أواخر دوره اوّل زندگى علمي خود اين معنى را دريافته است كه نبايد طريق وصول بحقايق علمي مخصوصا در فلسفه إلهية را بتفكر خشك وخالى كه سبك سير علمي مشائين است اختصاص داد ، بلكه شعور وادراك انساني كه مايهء أفكار كلى فلسفي است ، چنانكه محصولى به نام تفكّر وانديشه از راه قياسات منطقي بار مىدهد ، نمونه‌هاى ديگرى نيز به نام كشف وشهود وبه نام وحى از خود بيرون مىدهد . وچنانكه در ميان أفكار قياسي چيزهائى پيدا مىشود كه هرگز انسان ترديد در اصالت وواقع‌نمائى آنها ندارد ، همچنان در موارد كشف وشهود وهمچنين در مورد وحى همان خاصيّت پيدا مىشود . وبعبارت ديگر پس از آنكه بموجب برهان علمي واقع بيني انسان مكشوف شده ، وبه ثبوت رسيده كه ادراكات غير قابل ترديد انساني ، بيرون‌نما بوده واز واقعيت خارج