عبد الرحمن جامي

مقدمة 45

الدرة الفاخرة في تحقيق مذهب الصوفية والمتكلمين والحكماء المتقدمين

عبارت است از رفع اين حجابهاى نفساني تا دوباره آگاه شود وخلاصه آنكه علم تنبّه است نه حصول يك صفت جديد . در صورتي كه حكيم مشائى مىگويد : نفس ناطقه انساني در آغاز بسيط وخالى از هرگونه معرفت وعلمي است بهمين جهت آن را عقل هيولانى گويند وبا كسب علم ومعرفت صفت جديدى به نام دانش بدان افزوده مىشود ومرحله به مرحله پيش مىرود تا آنجا كه بكمال رسد وبا عقل فعال اتصال يابد . بنابراين علوم افراد حادثند بنا بگفته مشائى وصفت جديدى است براي عالم ولى بنا بمشرب اشراق علم ومعرفت تنها متنبّه شدن است وبرطرف كردن حجابهاى ظلمانى ماديات است كه حقايق در پشت آنها در نفس ثابت بوده وبر اثر رياضات وسير وسلوك آن غبارها برطرف مىشود ودوباره آگاه مىشود . فرق دوم اين دو مشرب ناشى از همين أصل قبلي است كه بنا بر مشرب مشائى علم صورتي ذهني است از معلوم در نزد عقل وبزبان ديگر علم حصولي است . وبنا بر مشرب حكيم اشراقي علم ، حضور عين معلوم است در نزد عقل . وبزبان ديگر علم حضوري است . وفرق سوم در روش استدلال وبررسى مسائل است كه مشائى محض استدلال عقلي را كافى مىداند براي درك حقايق أشياء ، در صورتي كه فيلسوف اشراقي عقل را به تنهائى براي درك كنه وحقيقت أشياء كافى نمىداند وسير وسلوك نفساني ومجاهده با هواي نفساني را براي كشف حقايق لازم مىداند . ولى چنانكه گفتيم اين هم ناشى از اختلاف مسلكى است كه درباره حقيقت علم دارند . زيرا علم حضوري ثابت در روح انساني است كه هواهاى نفساني حجاب آن شده است وجز با رياضت ومجاهده با نفس امكان‌پذير نيست ولى اين بدان معنى نيست كه فيلسوف اشراقي أصولا عقل را معتبر نشمارد بلكه هر چيز در حدّ خود معتبر است وأصولا عقل جزئي بشرى براي درك خواصّ وآثار وظواهر أشياء است نه حقايق آن أشياء . راه رسيدن بكنه أشياء وپيدا كردن عين اليقين تنها با رياضات ومجاهده با هواهاى نفساني است وچون عقل جزئي ناتوان از درك حقايق است چون براي آن مقصود آفريده نشده است تنها ظواهر را در مىيابد كه يك مرحلهء ابتدائي علم است يعنى علم اليقين و