عبد الرحمن جامي

168

الدرة الفاخرة في تحقيق مذهب الصوفية والمتكلمين والحكماء المتقدمين

نسبت را تصحيح كنيم ومطلب را بمذهب حكما تأويل نمائيم مذهب معتزله متروك خواهد ماند . وتحقيق مذهب حكما اين است كه نفى صفات از حق نكنند وذات را نائب از صفات ندانند بلكه صفات كماليّه را تماما براي ذات حق ثابت كنند ولى زائد بر ذات وى ندانند بلكه گويند ذات أو عين حقيقت كلّ صفات است بوحدة وبساطت ، نه بنحو تركيب . يعنى كلّه علم وكلّه قدرة وكلّه حياة وكذا في سائر الصّفات . ودر اين باب متمسّكند بادلّهء كه بدان عينيّت صفات را از براي ذات ثابت كنند واين مذهب با مذهب صوفيّه كه مصنّف ذكر خواهد كرد از اين جهة چندان فرقى ندارد . وراه تصوير اين مذهب اين است كه ذات حق را مع بساطته ووحدته چون ملاحظه كنيم با قطع نظر از همه چيز داراى صفات يابيم . پس آن صفات خارج از ذات وى نباشد يعنى مفاهيم صفات از ذات بحت انتزاع شوند وواضح است كه ذات واحده مصداق مفاهيم متعدّده بجهة واحده تواند بود مانند شخص انساني مثلا كه هم معلوم است از براي حقّ هم مقدور يعنى بقدرت واختيار ايجاد شده ونتواند گفت كه در أو جهتي است كه بآن جهة معلوم است وجهتي ديگر كه در أو جهة مقدور والّا علم وقدرت عموم نخواهد داشت ؛ زيرا كه آن جهتي كه معلوم است غير مقدور خواهد بود وآن جهتي كه مقدور است غير معلوم . پس معلوم شد كه مفاهيم متعددة را از ذات واحده انتزاع توان نمود . پس ذات حق با بساطت ووحدت منشأ مفاهيم صفات كمال است . پس در أو جهتي نباشد كه بدان جهة عالم بود ، وجهتي كه بدان جهة قادر . بلكه ذاتش بنفسها علم وقدرت است . پس حكما نفى صفات نكرده وذات را نائب از صفات ندانسته‌اند . كه اگر چنان بودى ، اطلاق صفات بدو نكردندى مگر بمجاز ، وبابى علىحده عنوان نكردندى از براي صفات . واما الصوفية ، فذهبوا إلى انّ صفاته سبحانه وتعالى عين ذاته بحسب « 1 » الوجود

--> ( 1 ) خارج از متن : باعتبار .