عبد الرحمن جامي

162

الدرة الفاخرة في تحقيق مذهب الصوفية والمتكلمين والحكماء المتقدمين

است كه از أو انتزاع شده حمل بر أو مىشود . وماهيّت باعتبار كونها في الخارج كه تعبير از أو بهويّت كنند مقتضى حمل اين وجود باشد بر وى . ودر نزد حكماى مشّائين وصوفيّه حقيقت واجب وجود محض است بلا ماهيّت يعنى فرد وحقيقت وجود بمفهوم عامّ بديهي وحصص وى . وفرق ما بين مشّائين وصوفيّه اين است كه مشّائين افراد وجود را حقايق متباينة بالذّات مىدانند وبنابراين حقيقت واجب فردى از افراد وجود خواهد بود كه مباين است با ساير افراد بالذّات ، ووى وجوديست قائم بالذّات مستغنى از علّت واز اين جهة است كه أو را واجب الوجود مىگويند بخلاف وجودات ممكنه كه قائم به غيرند ومحتاج بعلّت كه اگر علّتى نباشد آنها معدوم باشند . وصوفيّه افراد وجود در نزد آنها حقائق متباينة نباشند بلكه تماما از سنخ واحد وأصل فاردند وفرق ميانه واجب وممكن اين است كه وجود واجب أصل است ووجودات ممكنه فروعات ، پس حقيقت واجب حقيقت وجود مطلق باشد . وعند التّحقيق وجود را در نزد اين طائفه يك فرد بيشتر نباشد وهمان حقيقت واجب است وباقي وجودات اظلال وعكوس ونمايشات وحكايات وظهورات وى باشند نه حقائق متأصّله چنانچه توضيح خواهد شد . وچون‌كه در نزد اشراقيّين ومتكلّمين حقيقت واجب ماهيّتى از ماهيّات است وماهيّت في حدّ ذاتها اباى از تكثّر افراد ندارد پس تعدّد واجب متصوّر باشد واز اين جهة در اثبات وحدت وى محتاج به سوى دليل وبرهانند . وهمچنين در نزد مشّائين چون حقيقت واجب وجود خاصّ وفردى از افراد وجود مطلق است وافراد وجود متباين از يكديگر پس حقيقت واجب اباى از تعدّد ندارد يعنى تصوّر مىتوان كرد كه معدودى از افراد وجود واجب باشند ولهذا اين طائفه هم در توحيد محتاج به سوى برهان ودليلند چنانچه در كتب ايشان مذكور است ويكى از آن براهين برهان فرجه است كه مستفاد از اخبار ائمّه أطهار « صلوات اللّه عليهم أجمعين » است . وبيانش اينكه اگر واجب الوجود متعدّد باشد لا بدّ در وجوب وجود با هم شريكند ومحتاجند بما به الامتيازى كه بدان تعدّد واثنينيّت تحقّق پذيرد پس لازم آيد كه ذات