عبد الرحمن جامي

136

الدرة الفاخرة في تحقيق مذهب الصوفية والمتكلمين والحكماء المتقدمين

وليكن بايد دانسته شود كه اين تجلّى وظهور را محلّ قابلى چون مرآت شرط تحقّق است ولى حقيقت وجود را مرآتى وقابلى مباين از ذات خويش لازم نيست زيرا كه أو بذاته ظهور تواند نمود در ملابس أسماء وصفات ومظاهر كمالات خويش . پس اين مثالي كه ذكر شد از وجهي مقرّب است واز وجهي مبعّد . تحقيق مطلب را من جميع الجهات بمثال واحد نتوان نمود ، بلكه بايد بامثلهء كثيره بطور سلب وايجاب تقريب به سوى أذهان نمود ، تا از هر مثالي بجهة مقرّبه جهتي از جهات مطلب را دريافته از وجوه مبعّده تنزيه نمايند تا بترديد وقرائن على التّدريج حقيقت امر شايد منكشف ومعلوم گردد والّا من گنگ خواب ديده وعالم تمام كر * من عاجزم ز گفتن وخلق از شنيدنش . « مع انّ وجود حقيقة كذلك ليس من هذا القبيل فانّ كثيرا من الحكماء ( المتألهين ) والمتكلّمين ذهبوا إلى وجود الكلّى الطّبيعىّ في الخارج وكلّ من تصدّى لبيان امتناعه بالاستدلال لا يخلو بعض مقدّماته من شائبة اختلال « 1 » . » زيرا كه أكثر از حكماء محقّقين قائلند ؟ بوجود كلّى طبيعي در خارج ودر اينجا بسطى در كلام لازم است ، زيرا كه مزال اقدام فحول است . وتفصيلش اين است كه كلّى طبيعي بنا بر آنچه مستفاد از كلمات محقّقين از حكماست ماهيّت موجوده است لا بشرط ، يعنى بعد از تقيّد بوجود مشروط بشرطى ومقيّد بقيدى نيست وفرقش با لا بشرط مقسمى آنست كه لا بشرط مقسمى لا بشرط است نسبت به آنچه خارج از ذات وى است حتى وجود . ولا بشرط قسمي چنانچه دانسته شد لا بشرط است نسبت به ماعداى وجود . وآنچه بعضي گمان كرده‌اند كه لا بشرط قسمي مقيّد بقيد اطلاق است تمام نيست ودرست نمىآيد وليكن بايد دانسته شود كه اين وجودي كه معتبر است در كلّى طبيعي وجود مطلق

--> ( 1 ) فصور باختلال . حاشية