عبد الرحمن جامي

129

الدرة الفاخرة في تحقيق مذهب الصوفية والمتكلمين والحكماء المتقدمين

ومشكّك آن كلّى را گويند كه صدقش بر افرادش مختلف شود بأشديّت واضعفيّت . يا اوّليت وآخريّت . يا اولويت وعدم اولويّت . يا كمال ونقص . تواطؤ بمعنى تساوى است . وچون آن كلّى متساوي الصّدق است نسبت بجميع افراد خود أو را متواطى ناميده‌اند . وتشكيك بمعنى بشك انداختن است . وچون آن كلّى مختلفة الصّدق است نسبت بافراد خود بشك مىاندازد شخص را كه مشترك است يعنى مشترك لفظي است يا معناى واحد ومشترك معنوي لهذا أو را مشكّك ناميده‌اند . ومفهوم وجود نسبت بافراد خود صدقش مختلف است به انحاء أربعة ؛ چرا كه صدقش بر واجب الوجود أولى است از صدقش بر ممكن الوجود زيرا كه أو موجود بالذّات است وممكن الوجود موجود بالغير . وصدق وجود بر ما بالذّات اوليست از صدقش بر ما بالغير بالضّرورة . وهمچنين وجود واجب اشدّ است از وجود ممكن ؛ زيرا كه وجود علّت بالضّرورة أقوى واشدّ است از وجود معلول ، زيرا كه وجود معلول ظلّ وضعف ونقصان علّت است . چنانكه وجود علّت قوت وكمال وتمام معلول است . وهمچنين صدق وجود بر واجب مقدّم است بر صدقش بر ممكن ؛ چرا كه علت را تقدّم ذاتيست بر معلول وهمچنين علّت ، تمام وكمال معلول است . پس صدق وجود بر واجب وممكن مختلف باشد بكمال ونقص . إذا تمهّد هذا فنقول : در نزد حكماء هر مفهومي كه مقول بتشكيك باشد ، نسبت بافراد خود عرضى باشد يعنى نتواند عين ذات يا جزء ذات باشد بمقتضاى ادلّهء كه در متن ذكر خواهد شد . ولهذا وضو را گويند عرضيست نسبت بواجب وجميع ممكنات وغافلند از اينكه بر فرض دلالت تشكيك بر عرضيّت افادهء كليّت نمىكند ، همين قدر كه در بعضي عرضى باشد كافيست چه جاى اينكه دلالتش بر عرضيّت ممنوع است . چنانچه در متن مذكور است . « وأقوى ما ذكروه انّه إذا اختلف الماهيّة أو الذّاتي في الجزئيات لم تكن ماهيّتها واحدة ولا ذاتيّتها واحدا » .