شمس الدين محمد بن احمد خفرى
12
تعليقه بر الهيات شرح تجريد ( فارسي )
چنان كه گويند محقّق كركى در هنگام سفرهاى زيارتى خود به جهت اطمينان از ديانت و فقاهت و امانت وى ، خفرى را جانشين خود مىكرد و مردم را در غياب خود براى امور دينى و حلّ مسائل در اين باب به او ارجاع مىداده است . از اين امر نيز مىتوان دريافت كه وى علاوه بر تبحّر و اشتغال در امور فلسفى ، در فقه و علوم دينى نيز واجد مرتبه و مقامى بوده است كه فقيه زمان محقّق كركى او را در غياب خود در حلّ مسائل فقهى مردم جايگزين خود مىكرده است . گويا اقامت وى در كاشان به همين دليل بوده است . « 1 » شهرت خفرى در منابع و تذكرهها بيشتر به عنوان حكيم و فيلسوف بوده و نه متكلّم ، گرچه او داراى آثار كلامى نيز بوده است . اساسا شخصيّت خفرى حتّى در شاخهء حكمت و فلسفه چندان شناخته شده نيست تا چه رسد به موقعيت او در كلام . امّا گفتنى است كه او علاوه بر اين دو شاخه از علوم عقلى ، به نجوم و هيئت نيز اشتغال داشته ؛ و از اين جهت اگر نگوييم هيچ امّا توجّه بسيار كمى به او شده است . امّا با مطالعه در آثار نجومى او خصوصا در تفسير وى دربارهء آية الكرسى با اين جنبهء مغفول از شخصيت وى مواجه مىشويم . چه اينكه او در اين اثر در تفسير لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ به نحو دقيق و بديعى به طرح مباحث نجومى پرداخته است . خوشبختانه اين اثر خفرى توسط محقّق ارجمند آقاى على اوجبى تحقيق و تصحيح شده و در مجموعهء گنجينهء بهارستان به چاپ رسيده است . « 2 » از آنجا كه خفرى فيلسوفى با ذوق و متألّه بوده ، آراى وى در ميان حكيمان و بزرگان علم مورد توجّه بوده است ، چنان كه بر حاشيهء وى بر شرح قوشچى بزرگانى چون ميرداماد ، ملّا شمساى گيلانى ، غياث الدين منصور دشتكى ، محمد بن حسين آقا جمال خوانسارى ، حسين بن ابراهيم تنكابنى و ديگران كه قريب به 20 تن
--> ( 1 ) . ر . ك : ريحانة الأدب ، ج 1 - 2 ، ص 154 و مجالس المؤمنين ، ج 2 ، صص 233 - 234 . ( 2 ) . ر . ك : گنجينهء بهارستان ، علوم قرآنى و روايى 1 ، صص 185 - 212 .