ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

60

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

بدان كه امام ( ع ) در اين دو مثل به تقسيم بندى مردم دنيا اشاره فرموده - است كه آنها به لحاظ قواى غضب وشهوت وپيروى از آن دو به دو دسته تقسيم مىشوند : يعنى بعضي از مردم دنيا از قوهء غضب خود پيروى مىكنند وبه خواست آن جامهء عمل مىپوشانند ، وبعضي ديگر از قوهء شهوت خود پيروى مىنمايند أو را لجام گسيخته به حال خود رها كنند واز هدف خلقت خود غفلت ورزند ، وبراي دستهء اوّل به سگان پارس كننده ودرندگان در پى طعمه ، مثل زده است وبه مطابقت مثل به مورد تشبيه ، وسيله جملهء : يهرّ - فرياد مىكند - تا كلمه : صغيرها - كوچكشان - اشاره فرموده است . وصفت فرياد برآوردن ، استعاره است براي درآويختن مردم دنيا با يكديگر بر سر دنيا ، وهمچنين لفظ : اكل ( خوردن ) كناية از غلبهء بعضي بر بعضي ديگر است . وبراي دستهء دوم ، به چهارپايان مثل زده است به لحاظ غفلت آنها همچون چهارپايان از هدف اصلى ، آن گاه اينان - دسته دوم - را بر دو قسم تقسيم كرده است : بسته ورها ولفظ ، معقّله ( بسته ) را عارية آورده است از كساني كه به ظاهر أمور شرع وامام عادل تمسّك جسته‌اند ، پس وى آنان را پايبند به ديانت فرموده وبدين وسيله از رها گذاشتن در پيروى از خواستهاى نفس وفرو رفتن در آنها مانع شده است ، هر چند خود آنان اسرار شريعت را ندانسته‌اند ، بنا بر اين ، آنان در حقيقت همانند گوسفندانى هستند كه چراننده ، آنها را بسته است . وبه وسيلهء كلمهء : مهملة ( رها ) اشاره كرده است به كساني كه در پيروى از خواستهايشان ، رهايند واز فرمان امام خود بيرون رفته ، به أوامر أو پاى بند نشده‌اند پس آنان همچون چهارپايانى رها وبىلجامند . وبه وجه شبه با اين عبارت اشاره كرده است : كساني كه خودشان را گم كرده‌اند . . . تا آخر . واحتمال دارد مقصود از عقول ، همان عقل جمع عقال باشد ، پس ضمّه اشباع شده ، قلب به واو شده است به پيروى از كلمهء مجهولها . واحتمال دارد كه مقصود از آن « جمع عقل » به معنى