ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

61

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

پناهگاه باشد ، يعنى اين كه خواستهاى نفساني ، آن كساني را كه به دنيا پناه ببرند وآن را پيشواى خود قرار دهند ، تباه مىسازد . وجه تطبيق اين مثل آن است كه اين دسته از مردم در سود نجستن از عقلها واعتمادشان به خواستهاى ناهنجار وسرگرمى آنها به تمايلات دنيوي ، در حالي كه پى اخلاق ناپسند وآلودگيهاى هوى وهوس هستند ، پيشوايى ندارند تا آنها را بر أطاعت خدا ، در راه هدايت به مكارم اخلاق رهنمود باشد ، آنان مانند چهارپايان رها شده‌اى هستند كه فاقد عقلند وسر به بيابان مىگذارند در حالي كه افسار گسسته وحيران در بيابان وحشتناكى سرگردانند بدون آن كه شبانى باشد تا از آنها مراقبت كند وآنها را به چراگاه ببرد وبعضي گفته‌اند : سروح آفة ، صحيح است ، يعنى آفتى را چريده است كه از امكان بهره بردارى خارج شده است واين روايت بدرستى وحقيقت نزديكتر است . ( 61970 - 61926 ) مقصود از راههاى نابينايى ، راههاى ناداني وروشهاى باطل است كه هيچ كس در آنها راه به جايى نمىبرد ، همان طورى كه نابينا راه را نمىيابد . در سخنان امام سلوك أهل دنيا به دنيا ، نسبت داده شده است ، از آن جهت كه دنيا باعث فريب وغفلت آنان از آينده‌شان مىگردد . وهمچنين عبارت چشمهايشان را از ديدن نشانهء هدايت پوشانده است ، يعنى ديدگان عقلشان را از جايگاههاى هدايت كه همان نشانه‌هاى خداوند ومنزلگاههاى حركت به سوى خداست ، پوشانده است . وسرگردان ماندن آنها در دنيا اشاره است به گمراهى ايشان از راههاى حقّ . وكلمهء غرق شدن را به اعتبار تسلّط نعمتهاى دنيا بر عقول مردم ودر اختيار گرفتن آنان ، استعاره آورده است ، همان طورى كه آب بر شخص غرق شده تسلّط مىيابد . همچنين عبارت : آن را پروردگار خود قرار داده‌اند استعاره است به اعتبار خدمت مردم به دنيا ، پس دنيا با آنان بازى مىكند ، چون آنان بندگان أو هستند ، وآنها با