ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
47
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
است براي كم كردن ارتكاب گناه وبار كردن آن بر نفس خويش ، ولفظ الحمل را عارية از تحصيل گناه آورده است . وجهت استعارهء اوّلى آن است كه مرتكب گناه اندك ، زودتر آن راه را طي مىكند وبه نجات از خطرها وترسهاى آنجا نزديكتر است ، چنان كه علي ( ع ) فرموده است : سبكبار باشيد تا زودتر به منزل برسيد . همان طور كه پيامبر ( ص ) اشاره فرموده است : سبكباران رستگارند . وامّا جهت استعارهء دومى اين است كه مرتكب گناهان ، به وسيلهء گناه سنگين بار شده واز پيوستن به سبكباران عقب مىماند ودر بين راه زير بار سنگين از پا درمىآيد وعقب ماندگى زياد أو نتيجهء زيادى ارتكاب گناه اوست همچون حالت شخص سنگين بار در طىّ مسافتى دور . كلمهء الظّهر ( پشت ) براي پرورش دادن مطلب وآماده ساختن آن است . ( 61455 - 61408 ) مقصد سوم : توجّه دادن بر ضرورت بخشش مال به گونهء صدقه دادن واحسان به نيازمندان وفقراء . وعبارت حاوي اين معنى ، در سخنان امام ( ع ) از : وإذا وجدت ( اگر يا فتى ) تا كلمهء عسرتك ( سختى است ) است . حضرت علي ( ع ) با بيان دو نكتهء زير فرزندش را به صدقه دادن واحسان به مستمندان علاقهمند مىسازد : أول : بخشش ودادن صدقه توشهاى است كه فقير تا روز قيامت آن را بر دوش مىكشد ودر آنجا به هنگام شدّت نياز بدان ، به وى باز مىدهد . ولفظ الزّاد در اينجا استعاره است از دو فضيلت بخشش وكرم كه به وسيلهء انفاق حاصل مىشود . ووجه استعاره ، وسيله بودن انفاق وصدقه براي ايمنى نفس از نابودى در بين راه آخرت وباعث رسيدن آن به سعادت دائمي است همان طور كه توشه ، نجات بخش مسافر در بين راه وباعث رسيدن أو به مقصد است . وبراي گيرندهء صدقه صفت حامل توشه را به طور استعاره آورده است ، از آن رو كه أو وسيله پيدايش آن فضيلت به وسيلهء آن صدقه ورسيدن ثواب آن به