ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
46
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
( 61393 - 61369 ) [ شرح ] در اين بخش چند مقصد است : اوّل : توصيه به تلاش در راه كسب كمالات نفساني جاويدان دوم : ترك كارهاى زشتى كه باعث نقصان وعقب ماندگى مىشود در مورد اوّل أو را توجه داده است كه در پيش رويش يعنى در سفر به جانب قرب خدا ، راهى دراز ودشوار وجود دارد . وروشن است كسى كه مىخواهد چنين مسيري را بپيمايد بايد هدفش رسيدن به مقصد باشد ونيز توشهء لازم را آماده سازد . كلمه الطّريق ( راه ) را استعاره آورده است از حالاتى كه انسان در دنيا گرفتار آنها است وعبور از دنيا به سراى آخرت ومنظور از درازى وسختى راه همان دشوارى رستگارى وايمنى از خطرهاى آن است . زيرا اين تنها با داشتن تصميم وپايدارى بر سنّتهاى عدالت واستقامت بر حدّ ميانهء لازم از مكارم اخلاق ، ميسّر است . چون قبلا معلوم شد كه هر يك از قواى تميز ، شهوت وغضب داراى حد متوسّطى است كه لازم است انسان در آن حدّ بايستد وعدالت هم همين است ، وروشن شد كه حدّ عدالت باريكترين حدود ودشوارترين آنهاست ، زيرا آن حدّ از دو طرف محصور به افراط وتفريط است وكمتر انساني از گرفتارى در يكى از آن دو در أمان است ، وهر دوى آنها راه جهنّم است پس سزاوار است كه اين راه ، راهى طولانى باشد كه انسان جز با پيمودن مسافتى دور به پايان آن نرسد وجز با كوشش فراوان آگاهى كامل از آن نيابد . لفظ الزّاد ( توشه ) را استعاره از تقوا وكمالاتى آورده است كه در اين راه طولانى وپر خطر انسان را به قرب خدا مىرساند وبدين وسيله نجات ورستگارى در آن راه ورهايى از گرفتاريهاى آن به دست مىآيد . ( 61407 - 61394 ) در مورد دوم ( از دو مقصد ) حضرت با اين سخنان خود به أو هشدار داده است : مع خفّة الظّهر تا عبارت وبالا عليك . . . كلمهء الخفّة را استعاره آورده