ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

38

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

خود نمىپسندى ، بر ديگران ستم روا مدار همان طورى كه نمىخواهى بر تو ستم شود ، ونيكى كن چنان كه دوست دارى بر تو نيكى شود ، آنچه را كه از ديگرى ناپسند مىشمارى ، از خود ناپسند شمار ، واز مردم خوشحال وخوشنود باش بدانچه كه خوشنودى براي آنها از طرف خود ، آنچه را كه نمىدانى مگو هر چند كه دانسته‌هاى تو اندك است ، وآنچه را كه دوست ندارى در بارهء تو بگويند تو نيز مگو . بدان كه خودخواهى بر خلاف حقّ وآفت خردهاست ، پس در كسب طاعت ( يا براي معاشت ) در تلاش باش وخزانه‌دار ديگران مباش ، وهنگامى كه به هدف نائل شدى ، فروتن وخاضعترين فرد باش براي پروردگارت » . [ شرح ] در اين بخش دو مطلب است : ( 61233 - 61141 ) مطلب اوّل : امام ( ع ) فرزندش را از حالات دنيا وآخرت آگاه ساخته وبه أو چيزهايى را يادآور شده كه وى را از حتمي بودن فنا وگذرا بودن دنيا ، وبقاى آخرت وآنچه براي آخرت در آنجا مهيّاست يعنى سعادت جاويدى كه قرآن مجيد وسنّت ، أنواع آن را بر شمرده است با خبر مىسازد . وبراي طالب دنيا وآخرت دو مثل آورده است تا أو [ فرزند امام ( ع ) ] از جمله كساني باشد كه از دنيا روىگردان وبه آخرت علاقه‌مند است . مثل اوّل مثل كسى است كه دنيا را آزموده واز ناپايدارى وگذران بودن آن آگاه شده است وهمچنين آخرت را آزمايش كرده وبه بقاى آخرت ونعمتهايى كه براي أهل آن مهيّا شده پى برده است وآنان را به گروه مسافرانى تشبيه كرده كه به قصد منزلگاهى پر آب وعلف ، منزل تنگ ونامساعد را ترك گويند . وجه تشبيه اين مثل آن است كه نفوس بشرى ، وقتي در عالم مجرّدات بود ومصلحت وحكمت اقتضا كرد كه در اين عالم هبوط كرده وبر اين كالبدهاى مادّى ، دور از عالم مأنوس خود در سراى غربت وجاى وحشت منزل گزيند ، تا