ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

96

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

( 62649 - 62643 ) سيزدهم : توجّه داده است كه كسى سزاوار نام بيگانه وغريب است كه دوستى براي خود ندارد ، گويندهء شعر زير نيز به همين مطلب اشاره دارد : فأميل شخص ، پدر ومادر اوست كه در زير سايهء آنها زندگى خوشايند است . اگر روزى پدر ومادر از انسان روى گردانند در آن صورت أو بيگانه وغريب وتنهاست . توضيح آن كه اين مطلب به لحاظ محبّت پدر ومادر به اوست . ( 62654 - 62650 ) چهاردهم : أو را متوجّه بر ملازمت وطرفدارى از حق نموده است ، از آن رو كه نقيض آن ، يعنى تعدّى وتجاوز از حقّ به باطل ، رهگذرى تنگ وگذرگاهى باريك دارد . توضيح آن كه راه حقّ آشكارا وانسان مأمور به پيروى از آن است ، ونشانه‌هاى هدايت روى آن نصب شده است ، امّا راه باطل ، براي رهگذر ، راهى تنگ وباريك است ، از جهت سرگردانى وگمراهى وراه نيافتن به مصلحت ومنفعت ، با وجود جلوگيرى كه وسيلهء پاسداران راه حقّ از كساني كه مقصدشان باطل است به عمل آمده ، راه را بر أو مىگيرند وگذرگاه را بر أو تنگ مىكنند تا به راه حق برگردد . اين بخش از سخن امام ( ع ) صغراى قياس مضمر است ، كبراى آن نيز همانند اين عبارت است : هر كس راه اعتدال را گذاشت از حق دور شده وستمكار است . ( 62662 - 62655 ) پانزدهم : أو را متوجّه بر ضرورت قناعت بر حدّ خود يعنى مقدار وجايگاهش در ميان مردم ، ساخته است . واكتفا وقناعت بر آن نيز بستگى به شناخت آن دارد ، يعنى فطرتى را كه آدمي ، از قبيل ناتوانى ، ستمكارى وكاستى ، بر آن فطرت آفريده شده است بشناسد ، آن گاه خواهد دانست كه أو خود نيز چنين است ودر آن حال خود را از برترىجويى نسبت به همنوعان وزورگويى بر كسى - به دليل داشتن زور بيشتر ، ويا خودبينى به خاطر نيروى جسمي ، يا روحي - باز خواهد داشت وبه رفتارى جز آن يعنى فروتنى وخوشرفتارى واقرار بر ناتوانى