ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

97

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

وكاستى كه در سرشت اوست ، اكتفا خواهد كرد . اين بخش از بيان امام ( ع ) به منزلهء صغراى قياس مضمرى است كه در حقيقت چنين است : هر كه بر حدّ واندازهء خود اكتفا كند ، اين قدر واندازه براي أو پايدار ماند . توضيح آن كه ، متجاوز به ارزش ديگران وآن كه از گليم خود پا بيرون نهد در معرض نابودى است زيرا مردم أو را به ديدهء بدى وزشتى بنگرند . گويند : هر كه قدر ومنزلت خود را نشناسد ، خويشتن را هلاك ساخته است . وبر حدّ واندازهء خود اكتفا كردن باعث آن است كه اين ناگواريها پيش نيايد ودر نتيجة صاحب آن منزلت ، پايدار وسالمتر مىماند . كبراى مقدّر چنين است : وهر كه بر حدّ ومقدار خود بسنده كند پايدار ماند پس اكتفا كردن بر حدّ ومقدار ضروري ولازم است . ( 62673 - 62663 ) شانزدهم : أو را بر ضرورت داشتن وسيله‌اى بين خود وخداى متعال آگاه ساخته است ، يعنى هر چه از دانش ، گفتار ورفتارى كه باعث نزديكى به درگاه الهى شود . كلمه « سبب » را از آن رو براي آنها استعاره آورده كه همچون ريسمانى كه بدان خود را به مقصود رسانند ، أو را به سوى خدا ونزديكى به وى مىرساند ، بديهي است كه آن استوارترين وسيله است ، زيرا ثابت وپايدار است وهر كه را كه بدان چنگ زند در دنيا وآخرت نجات بخشد . همين عبارت صغراى قياس مضمرى است كه در حقيقت چنين است : وسيله‌اى كه بين تو وخداست مطمئن‌ترين وسيله‌اى است كه در دست دارى . وكبراى مقدّر نيز چنين است : وهر چه كه داراى اين ويژگى باشد شايستهء چنگ زدن است . چنان كه در آيهء مباركه آمده است : فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى لَا انْفِصامَ لَها « 39 » ( 62679 - 62674 ) هفدهم : أو را از دوستى با كسى كه نسبت به أو بىپرواست بر حذر داشته است واين مطلب را به وسيلهء قياس مضمرى بيان داشته كه صغراى آن در

--> ( 39 ) سورهء بقره ( 2 ) بخشي از آية ( 256 ) يعنى هر كه از أطاعت طاغوت برگردد وبه خدا گرايد ، به رشتهء محكم واستوارى چنگ زده است كه هرگز گسستنى نيست .