ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
94
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
باشد . اين عبارت به صورت مخاطب با لغت نيز نقل شده است : يعنى به وسيلهء گفتار وغير گفتار باعث آزار أو شوى . خردمند را در پندگيرى به وسيلهء أدب وبيدارى با نصيحت ، مثال براي أو آورده است تا خود را با أو مقايسه كند وبه أدب پند واندرز گيرد ، وچهار پايان را نيز كه جز با كتك زدن پند نگيرند ، وبا نصيحت رام نگردند ، مثال زده ، تا با مقايسهء خويش با آنها عبرت گيرد ، در حالي كه خداوند وى را وسيلهء عقل از چهارپايان برترى داده است بنا بر اين بايد خود را از لازمهء حيوانيّت منزّه بدارد ونيازى به آزار واذيّت قولي وعملي نداشته باشد . مثل اين كه بگويند : فرومايه همچون برده است وبرده چون چهارپايى است كه سرزنش وملامت آن به صورت كتك زدن است . ( 62615 - 62607 ) هفتم : غم واندوه ومصيبتهاى دنيايى را كه بر أو وارد مىشوند با بردبارى استوار ، برخاسته از نيك باورى به خدا واسرار حكمت وقضا وقدر أو ، از خود دور كند ، توضيح آن كه باور كند هر كارى از جانب خدا صادر شود از قبيل تنگى ويا گشايش در روزى وهر كار خوف انگيز يا دلپسند كه بندگان خدا گرفتار آن شوند ، در أصل ذات بر طبق حكمت ومصلحت بوده است ، وآنچه به صورت شرّ وخلاف مصلحت در مىآيد امرى است عرضى كه بهرهبردارى خير از آن ميسّر نيست ، زيرا انسان هرگاه يقين وباور داشته باشد ، به دليل علم وآگاهى كه دارد ، خويشتن را براي صبر وشكيبايى ودورى از غم وزارى وأمثال آن آماده مىسازد . مقصود امام ( ع ) از اين عبارت ، دستور به شكيبايى وبردبارى است وهمين جمله در حكم صغراى قياس مضمرى است كه در حقيقت چنين است : براستى انديشهء صبر ونيك باورى به خدا باعث رفع غمها وبرطرف ساختن آنها از خويشتن است ، وكبراى مقدّر نيز چنين است : وهر چه باعث رفع اندوه شود سزاوار است كه بدان مجهّز شوى وخويشتن را به وسيلهء آن كامل سازى .