ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

92

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

نرفته است ، وهر چيزى را كه تو به آن نمىرسى سزاوار نيست كه حريص بر آن باشى ، وامّا روزيى كه آن تو را مىجويد ، ناگزير به تو مىرسد هر چند كه تو در پى آن نرفته باشى ، واين خود صغراى قياس مضمر است كه كبراى مقدّر آن چنين مىشود : وهر چيزى كه ناچار به تو مىرسد ، سزاوار آن است كه تو در رسيدن به آن آزمند نباشى . ( 62549 - 62541 ) دوّم : أو را بر ارزش عزّت نفس به هنگام نيازمندى واحتياج ، وهمچنين بر پيوند با برادران ديني به هنگام بىنيازى - با اظهار شگفتى از زشتى ضدّ آنها - توجه داده است ، ضدّ آنها عبارت است از فروتنى در وقت حاجت وستمكارى هنگام بىنيازى ، به جهت نفرت از آنها ، چون اين هر دو فرومايگى وپستى هستند . اين قسمت به منزلهء قياس مضمرى است كه در حقيقت چنين است : فرومايگى به هنگام حاجت وستم بر دوستان در وقت بىنيازى براستى كه زشت است « 37 » ، وكبراى مقدّر نيز چنين مىشود : وهر چيزى كه اين طور باشد بايد از آن دورى كرد . ( 62557 - 62550 ) سوم : أو را متوجّه بر صرف مال در راههاى خير وتقرّب به خدا به منظور اصلاح آخرت خود ساخته است با اين عبارت : انّما لك ( همانا براي تو است ) ، تا كلمهء مثواك ( خانهء ابدىات را ) . ومقصود امام ( ع ) : از دارايى دنيا ، چيزى است كه سود آن را هميشه مالك است وبه همين دليل با حرف حصر انّما محصور كرده است ، زيرا آن مقدارى كه براستى سود مىبرد ، ونتيجه‌اش مىماند ، همان است وبس چون خرج وصرف آن باعث كسب خصلتهاى نيكى است كه موجب اجر دائمي ونعمتهاى جاودانهء اخروى است . عبارت بالا صغراى قياس مضمرى است كه در حقيقت

--> ( 37 ) صغراى قياس - م .