ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

80

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

أَمْثالِها وَ . . . « 2 » » ، علاوة بر آن كه اين تعيين مسئوليت بر عهدهء خود بر أو واجب نيست ولى از باب تفضّلى است كه ذات أقدس أو سزاوار آن است وآن خود نيز جزئي از نعمتهاى بىپايان اوست ، تا آن كه بندگان بياموزند وبا بهترين وجه در ادا كردن حقوق وانجام دادن وظايف واجب خود بكوشند ومتخلّق به اخلاق الهى شوند ، واين تفضّل خداوند را با افزونى شكر وسپاس أو جبران كنند . اقسام حقوق ( 51136 - 51126 ) ثمّ جعل سبحانه . . . ببعض ، اين جمله از سخنان حضرت همانند مقدمه‌اى است براي اثبات اين كه حق أو بر گردن مردم امر واجبي از سوى خداوند است ، تا آنان را بيشتر وأدار به انجام دادن آن كند ، ومىفرمايد : حقوقى كه هر يك از افراد مردم بر ديگرى دارد خود از حقوق خداوند است ، زيرا حقّ خدا أطاعت اوست واداى اين حقوق هم أطاعت خداست وحقوق واجب الهى اينهاست : 1 - حق پدر ومادر بر گردن فرزند وعكس آن . 2 - حق هر يك از زن وشوهر بر يكديگر . 3 - وحق والى وفرمانده بر رعيت وفرمانبر وعكس آن . ( 51150 - 51137 ) فجعلها تتكافأ في وجوهها ، در دنبالهء ذكر بعضي از اقسام حقوق تقابل ميان حق ومسئوليت را بيان فرموده است كه خداوند در مقابل هر حقي وظيفه‌اى براي صاحبش قرار داده است ، از باب مثال ، حق زمامدار پيروى دستورهاى أو ، وحق مردم هم عدالت وحسن رفتار اوست ، وهر كدام از اينها در برابر ديگرى لازم است .

--> ( 2 ) سوره انعام ( 6 ) آية ( 159 ) يعنى : پاداش هر عمل نيك ده برابر آن عمل است .