ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
79
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
تشريح فرموده ونفوس آنها را براي عمل كردن به آن آماده ساخته است ، وسپس در جملهء : ولا يجرى عليه الاجرى له كه سبب سودآورى حق را يادآورى فرموده به دلهاى آنان اطمينان وآرامش داده است . وبار ديگر با جملهء لو كان لأحد أن يجرى . . . با يك قضيّهء شرطيهء متصله حق خدا را بر گردن آنان اثبات وتشريح فرموده است . ( 51105 - 51085 ) لقدرته . . . صروف قضائه ، در اين عبارت علّت استدلال فوق وملازمهء ميان مقدم وتالي را كه در قضيّهء شرطية گذشت ، بيان مىدارد وبا دو دليل ، اولويّت ذات خداوندى را براي اين ويژگى - كه تنها علت سودآورى حق متوجه أو باشد نه ، سبب ديگر آن - اثبات مىفرمايد : 1 - خداوند توانايى كامل براي انتقام وگرفتن حق خود دارد . 2 - هيچ شخصي را بر أو حقّى نيست ، زيرا عدالتش در تمام متصرفاتش جارى وسارى است . پس از اين كه در جملهء بالا اولويت حق تعالى را اثبات فرموده است در جملهء بعد : ولكنّه تعالى جعل . . . عليه با استثنا كردن نقيض تالي ، آن را نفى كرده است كه توضيح آن چنين است : خداوند براي خود بر گردن بندگان حقّى قرار داده كه أو را أطاعت كنند تا براي آنان نيز حقّى بر عهدهء خداوند ثابت شود كه عبارت از پاداش عبادت است ، وبه اين طريق ثابت مىشود كه در مورد خداوند تواناى دادگر ، نيز حق يك طرفه نيست ، بلكه همان طور كه بندگان را بر انجام دادن عبادات موّظف فرموده است ، پاداش وجزاى كارهاى آنان را هم وظيفهاى بر عهدهء خود مقرر ساخته است ، وبا اين بيان عموميّت اين مطلب ثابت مىشود كه : حق ، امرى متقابل است حتى در مورد ذات أقدس حق . ( 51120 - 51106 ) مضاعفه الثواب . . . أهله ، در اين جمله امام امر را بالاتر برده وتوجه داده است كه آنچه خدا بر عهدهء خود قرار داده مهمتر از حقّى است كه براي خود بر گردن ديگران مقرر فرموده چنان كه قرآن مىگويد : « مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ