ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

77

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

سخنان طولانى كه در مدح وثناى آن بزرگوار ايراد كرد ، پاسخ مثبت داد وآمادگى خود را براي شنيدن وعمل به دستورهاى أو در تمام أوضاع وأحوال ابراز كرد ، وسپس امام ( ع ) به گفتار خود چنين ادامه دادند . « سزاوار است كسى كه حلال الهى در نظر أو بزرگ ومقام حق در قلبش با عظمت است به جز حق همه چيز پيش أو كوچك باشد ، وسزاوارترين كس به اين مقام ، شخصي است كه نعمت خدا بر أو افزون است ومشمول لطف واحسان خاصّ حقّ تعالى مىباشد زيرا ، هر اندازه نعمت خدا بر كسى زياد شود حقّ خدا بر گردن أو بسيار باشد ووظيفه‌اش سنگينتر ، از بدترين حالات زمامداران در نزد صالحان آن است كه گمان برده شود ، آنان فخر ومباهات را دوست داشته وكارشان صورت خودستايى به خود گيرد ، من از اين امر ناراحتم كه در گمان شما چنين خطور كند كه از تمجيد وتعريف زياد خوشم مىآيد ، ولى خداى را سپاس كه چنين نيستم واگر هم دوست مىداشتم كه مرا تمجيد كنند ، به دليل خضوع در برابر عظمت وكبريايى پروردگار ، كه ويژهء اوست ، آن را ترك مىكردم ، اگر چه برخى از مردم در برابر تلاشها ومجاهدتهايشان ستايش را دوست مىدارند ، اما شما مرا با سخنان زيباى خود نستاييد ، زيرا ، من مىخواهم خود را از مسئوليت حقوقى كه بر گردنم هست خارج كنم ، يعنى حقوقى كه خداوند وشما بر من داريد كه بطور كامل از انجام دادن آن فراغت نيافته‌ام ، وواجباتى كه بجاى نياورده‌ام وبايد آنها را به مرحله‌اى اجرا در آورم . بنا بر اين آن گونه كه با فرمانروايان ستمگر سخن مىگوييد با من نگوييد وچنان كه نزد حكّام خشمگين خود را جمع وجور مىكنيد پيش من چنان نباشيد وبطور ظاهر سازى وساختگى با من رفتار نكنيد ، هرگز گمان نداشته باشيد كه اگر حقّى به من گفته شود مرا گران مىآيد ويا بخواهم خود را بزرگ جلوه دهم ، زيرا ، شخصي كه شنيدن حق يا عرضه داشتن عدالت بر أو ، برايش ناگوار آيد ، عمل كردن به آن براي أو مشكل‌تر است ، با توجه به اين ، از گفتن سخن حق ويا مشورت عدالت خواهانه خوددارى نكنيد ، زيرا ، من خود را برتر از آن كه اشتباه كنم نمىدانم ، ودر كارها از آن أيمن نيستم مگر آن كه خدا مرا حفظ كند ، من وشما