ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
76
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
قرار داده است ، پس صلاح امّت تنها در سايهء صالح بودن فرمانرواست ، واز طرفي فرمانروا صالح نمىشود ، مگر اين كه رعيت صلاح واستقامت يابد ، وهر گاه ملّت حقّ والى وفرمانرواى خود را ادا كند وبر عكس فرمانروا نيز حق رعيت را رعايت كند ، حق ميان آنها قوت وعزّت يافته وراههاى ديانت مستقيم ونشانههاى دادگرى معتدل شده وسنتهاى شرعي در راه خود به جريان خواهد افتاد ، وآن گاه ، زمان ، زمان صلح مىشود ودر آن موقع براي ادامهء حكومت اميدوارى زياد شده وطمع دشمنان مبدّل به يأس ونااميدى مىشود . امّا ، وقتي كه رعيّت بر والى چيره شود ، يا فرمانروا نسبت به مردم استبداد به كار برد ، در آن موقع است كه اختلاف آراء پيش آيد ونشانههاى ظلم وستم آشكار شود ودستبرد در برنامههاى ديني بسيار مىشود ، وبزرگراههاى سنن وآداب مذهبي متروك خواهد ماند ، وكارها بر طبق هوا وهوس انجام خواهد يافت ، از حقوق بزرگى كه تعطيل مىشود وباطلهاى سترگى كه رواج مىيابد هيچ كسى را وحشتي نيست . در چنين وضعي نيكان خوار وبىمقدار وبدان نيرومند وعزيز وكيفرهاى الهى بر بندگان سنگين وبزرگ خواهد شد ، بنا بر اين هر كدام از شما ديگرى را در اداى اين حقوق نصيحت ودر انجام دادن آن به خوبى همكارى كنيد . هيچ كس را توانى نيست كه طاعتي شايستهء خداوند انجام دهد ، اگر چه سخت براي بدست آوردن خشنودى پروردگار حرص بورزد ودر انجام دادن عبادات كوشش فراوان كند ، امّا از حقوق واجب الهى بر بندگان است كه به اندازهء قدرت وتوانايى خود براي برقرارى حق وعدالت ، يكديگر را نصيحت كنند ، در جامعه كسى نيست كه براي انجام دادن وظيفهء خود نياز به كمك پروردگار نداشته باشد ، اگر چه درجه ومقامش در رسيدن به حقّ ، بالا وسابقهاش در دين زياد باشد ، وبر عكس هيچ شخصي يافت نمىشود كه نتواند كمك به حق كند يا از آن كمك بگيرد ، اگر چه مردم أو را كوچك شمرده وبا ديدهء حقارت بنگرند . » پس از بيانات فوق ، يكى از ياران آن حضرت از جاى برخاست وبا