ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

75

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

[ لغات ] ( اذلالها ) « 1 » : چهره‌ها وروشهاى آن ( معالم دين ) . ( ادغال ) : تباه كردن . ( أسخف ) : ناتوان وكوچك كرد . ( أجحف بهم ) : ريشهء آنها را از بين برد . ( اقتحمته ) : با حمله واز روى دشمنى داخل آن شد . ( بادره ) : خشم گرفتن . [ ترجمه ] « اما بعد ، خداوند سبحان به اين دليل كه من سرپرست شمايم براي من بر شما حقي قرار داده ونيز در مقابل براي شما همانند آن ، حقي بر گردن من مقرر فرموده است ، پس حق در مرحلهء سخن وتعريف وتوصيف ، از همه چيز گسترده‌تر است ، ولى هنگام عمل دايره‌اى كوچكتر وگستردگى كمترى دارد ، هيچ كس را بر ديگرى حقي نيست مگر اين كه آن ، ديگرى را نيز بر أو حقي ثابت است . ( حق هميشه دو طرف دارد ) اگر قرار بود حق به سود كسى باشد كه در برابر ، ديگران را بر ذمّه أو حقي ومسئوليتى نباشد ، ذات أقدس پروردگار بود ، نه آفريده‌هاى أو ، واين ويژگى ، به علّت قدرت أو بر بندگان وگسترش عدالتش در أموري است كه فرمان حق در آنها جريان دارد ولى أو ، حق خود را بر بندگان ووظيفهء آنها را چنين قرار داده است كه أو را عبادت وأطاعت كنند ودر برابر ، پاداش آنان را بر خود حقّى قرار داد واين تفضّلى از أو بر بندگان است نه به خاطر استحقاق آنان . از جمله حقوقى كه خداوند مقرر فرموده است حق برخى از مردم بر ديگرى است ، واين حقوق را آن چنان با يكديگر متقابل وبراي افراد مساوى قرار داده است كه هر كدام از آنها ديگرى را در پى دارد ، وهيچ قسمت از آن جز با واجب شدن قسمت ديگر ثابت نمىشود . بزرگترين حق از اين حقوق واجب الهى ، حقّ والى بر رعيت وحق مردم بر گردن فرمانرواست ، واين فريضه‌اى است كه خداوند سبحان براي هر يك بر گردن ديگرى واجب فرموده وآن را مايهء الفت وباعث شرافت دينشان

--> ( 1 ) اذلال جمع ذلّ : رفق ومدارا . . . ، ذلّ الطريق : راه هموار شده در اثر رفت وآمد ( منجد الطلّاب ) .