ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

66

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

( 50821 - 50807 ) « ولينظر . . . منزلا » ، شارح در معناى اين عبارت دو احتمال ذكر كرده است : 1 - انسان بايد از توجه به اندك بودن توقفش در اين دنيا كه لازمهء آن ، رفتن به سراى ديگرى است ، عبرت بگيرد . 2 - با توجه به اين كه بايد اين منزل را ترك كرده وبه ديار دگر رهسپار شود ، خود را آماده كند . فرق دو احتمال ظاهرا در أول توقف اندك در اين عالم مدّ نظر است ، ودر احتمال دوم ترك كردن دنيا ورفتن از آن به سراى ديگر را مورد توجّه قرار داده‌اند . ( 50830 - 50822 ) فليصنع . . . ولمعارفه . . . ، اين دو جمله در حقيقت نتيجهء گفتار بالا است كه وقتي چنان توجه شد كه بالآخرة بايد از اين سرا رفت ، سزاوار است كه آدمي براي آبادي منزل بعد كار كند ، ومنظور از عبارت ولمعارف منتقله جايگاههايى است كه مىداند به آن خواهد رفت . « فطوبى » اين كلمه بر وزن فعلى واز مادهء طيب اشتقاق يافته وچون حرف ما قبل ياء مضموم بوده حرف ياء تبديل به واو شده است . بعضي هم گفته‌اند : اين كلمه نام درختى است كه در بهشت قرار دارد ، منظور از قلب سليم در سخن امام ( ع ) دلى است كه به اخلاق ناپسند وصفات رذيلة وجهل مركب آلوده نشده باشد . ( 50837 - 50831 ) من يهديه ، منظور خود امام وبقيهء پيشوايان معصوم‌اند ، واز جملهء : من يرديه منافقان وگمراه كنندگان را اراده كرده كه انسان را به ورطهء هلاكت سوق مىدهند . ( 50848 - 50838 ) وأصاب سبيل السّلامه ، با توجه به راهنماييهاى هدايت كننده وپيروى از دستورهاى أو ، در سر دو راهيهاى حق وباطل ، جادهء مستقيم حق را تشخيص داده وآن را مىپيمايد .