ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
30
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
[ ترجمه ] « با اين خانه بزرگ وپهناور در دنيا چه مىكنى ؟ با اين كه در آخرت نيازمندترى ؟ آرى ، مگر اين كه بخواهى به اين وسيله به آخرت برسى ، مهماندارى كنى ، وپيوند خويشاوندى برقرار سازى وحقوق لازم را آشكارا به مصارفش برسانى ، در اين صورت است كه با داشتن اين خانه به آخرت خود رسيدهاى . علاء به آن حضرت عرض كرد : اى أمير مؤمنان ، از برادرم عاصم بن زياد شكايت دارم ، امام فرمود : مگر چه كرده است ؟ علاء جواب داد : گليمى بر تن پوشيده واز دنيا كنارهگيرى كرده است . فرمود : أو را نزد من بياور ، هنگامى كه آمد ، امام به أو فرمود : اى دشمنك جان خود ! شيطان پليد خواسته است تو را سرگردان وشيفته گرداند ، آيا بر خانواده وفرزندان خود رحم نمىكنى ؟ آيا خيال مىكنى كه خداوند چيزهاى پاك را بر تو حلال كرده ولى نمىخواهد كه از آن استفاده كنى ؟ ، تو در نزد خدا كوچكتر از آنى . عاصم عرض كرد : اى أمير مؤمنان ، تو چرا لباسهاى زبر پوشيده واز خوراكيهاى درشت وغذاى ناگوار مصرف مىكنى ؟ حضرت فرمود : واي بر تو ! من مثل تو نيستم وظيفهء من غير از شماست زيرا خداوند بر پيشوايان حق واجب كرده است ، كه خود را با بىنوايان وناتوانان جامعه هماهنگ كنند تا اين كه نادارى فقير ، أو را به هيجان نياورد ودر نتيجة نافرمانى كند وهلاك شود . » [ شرح ] ( 49754 - 49702 ) امام ( ع ) در اين خطبه علاء بن زياد را مورد خطاب قرار داده واز أو در مرحلهء أول به طريق استفهام انكارى وسرزنش مىپرسد كه چرا خانهء زيباى خود را اين چنين با عظمت ساخته است ، با آن كه اين كار بر خلاف زهد در دنيا وتوجّه كامل به آخرت است . ودر مرحلهء بعد به گونهء سؤال با استفهام تقريرى براي أو ثابت مىكند كه