ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
28
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
مىكرديد . اسناد دادن نهك : كهنگى به جنگ ، استعاره است براي آن كه جنگ آنها را ناتوان ساخته بود وبعد حضرت آن را به جامهاى مانند ساخته است كه بر اثر پوشيدن كهنه شده باشد وجنگ را كه سبب اين ناتوانى است ، به پوشيدن لباس تشبيه كرده است ، ومعناى عبارت اين است : در گذشته حال من چنين بود كه مرا أطاعت مىكرديد ، تا زماني كه اين چنين از جنگ خسته شديد . ( 49689 - 49664 ) واللَّه اخذت منكم وتركت ، كناية از آن است كه جنگ وضع آنها را دگرگون كرده وگويى همين امر براي آنها عذرى شده است كه از زير بار جنگ شانه خالى كنند وبا جملهء وهي لعدّوكم أنهك اراده كرده است كه به بهانهء اين عذر كه جنگ آنها را خسته كرده از پاى ننشينند . پس از بيان عذر ياران وپند دادن آنان شكايت آنها را به سوى خودشان برده وآنها را مورد عتاب وسرزنش قرار مىدهد زيرا علاوة بر آن كه حرف أو را گوش نداده وفرمانش را أطاعت نكردند ، أو را به زور وأدار كردند كه تن به حكميّت ديگران دهد ودر نتيجة شخصي كه در گذشتهء نه چندان دور ، فرمانده جامعه بود وآنان را امر ونهى مىكرد ، اكنون ديگران أو را امر ونهى مىكنند واين امرى است بر خلاف وظيفهء آنها وكارى است كه بايد آن را انجام نمىدادند . ( 49693 - 49690 ) وقد أحببتم البقاء ، ياران خود را توبيخ مىكند كه علاقهء به زندگى دنيا آنها را به ترك جنگ وأدار كرده است . ( 49701 - 49694 ) وليس . . . . : معناى اين عبارت چنين است : من توانائى بر آن ندارم كه شما را بر آنچه دوست نمىداريد ( جنگ ) وأدار كنم ، يعنى بر حسب ظاهر بر آن توانايى ندارم اگر چه در صورت وجود مصلحت واقتضاى شرع ، حق آن را دارم .