ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

85

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

يعنى هنگامى كه اين رويدادها واقع شود ، هر كسى براي رهايى خود از اين گرفتاريها به خود مشغول است ، وفرزند كه گراميترين محبوب آدمي است براي پدرش مايه خشم ودلتنگى است يعنى فرزند براي پدر موجب رنج وغضب مىشود . واطلاق واژه غيظ ( خشم ) بر فرزند از باب اطلاق نام سبب بر مسبّب است . ( 21318 - 21316 ) فرموده است : والمطر قيظا . اين كه باران موجب بروز گرما باشد از نشانه‌هاى اين شرور وبلاهاست بلكه خود اين نيز بلاست زيرا باعث مىشود كه گياهى روييده نشود ، وكشت وزراعت پا نگيرد ، وميوه‌ها ومحصولات موجود تباه شود ، وشايد كناية از اين باشد كه در اين دوران آنچه مايه خير وبركت است ، به شرّ وآفت بدل مىشود . ( 21368 - 21327 ) فرموده است : وكان أهل ذلك الزّمان . . . تا أمواتا . مردم هر زمان به سه طبقه منقسم مىشوند : پادشاهان واشراف ، طبقه متوسّط ، طبقه پايين ، اگر دوران عدل وداد باشد ، عدالت از پادشاهان به اشراف واز آنها به طبقه متوسّط واز اين طبقه به توده مردم وطبقات پايين سرازير ودر ميان همه گسترده خواهد شد ، واگر جور وستم حاكم باشد ، ظلم وبيداد نيز به همين گونه دامن همه را خواهد گرفت ودر اين زمان پادشاهان ، همچون درّندگان خون آشام هر ثروتمند وصاحب مالي را شكار مىكنند ، مردم اين زمان وبرجستگان آنها در برابر افراد متوسّط همچون گرگان خونخوارند كه آنها را طعمه وشكار خود قرار مىدهند ، وتهيدستان وبينوايان مانند مردگانند زيرا آنچه مايه ادامه زندگى آنهاست به وسيله طبقه بالاتر از آنها گرفته شده است ، امام ( ع ) واژه أموات را بر سبيل مجاز ، براي بيان اين منظور به كار برده است كه بلا وسختى به منتهاى شدّت خود مىرسد ، زيرا مرگ نهايت سختى است واين از باب اطلاق نام سبب نهايى بر مسبّب است . سپس واژه غيض ( كم شدن وفرو رفتن آب در زمين ) را براي نقصان راستى ، وفيض ( لبريز شدن آب ) را براي رواج وفراوانى دروغ ، به