ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

79

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

مراد چشمهاى بينايى است كه كورند ، يعنى از دقّت در آثار صنع الهى وپند گرفتن وسود بردن از آنها براي امر آخرت همچون كورانند واز چشمهايى كه دارند فايده‌اى عايد آنها نيست . ( 21152 - 21150 ) فرموده است : وسامعة صمّاء . يعنى : وگوشهايى كه آوازها را مىشنوند ولى از شنيدن نداى حقّ واستفاده از آن كر وعاجزند ، از اين رو مانند كرانند كه سود لازم را از گوش خود نمىبرند . ( 21155 - 21153 ) فرموده است : وناطقة بكماء . يعنى : زبانهايى كه گوياست امّا از آنچه سزاوار است سخن گويند خاموش ، ومانند لالان وبىزبانانند . واژه‌هاى عمياء وصمّاء وبكماء براي آنچه ذكر شد به طريق استعاره آمده ، ودر ألفاظ رعايت تضادّ شده ومراد دارندگان چشم وگوش وزبان است كه داراى صفات مذكور بوده واز فوايد آنچه دارند بىبهره‌اند . ( 21169 - 21156 ) فرموده است : راية ضلالة . امام ( ع ) پس از آن كه آنها را مورد سرزنش ونكوهش قرار داده وكاستيهاى آنان را گوشزدشان فرموده اينك آنچه را بايد از آن دورى جويند ، وخود را براي مقابله با آن آماده سازند براي آنها بيان مىكند ، واين عبارت است از ظهور فتنه‌ها وآشوبهايى كه از بنىاميّه انتظار مىرود ، تعبير راية ضلالة كناية از ظهور اين آشوبهاست وتقدير آن هذه راية ضلالة مىباشد ، ومنظور از قيامها على قطبها گرد آمدن مردم در پيرامون رئيس ورهبر اين فتنه‌هاست وواژه قطب به طريق استعاره كناية از اوست ، ومنظور از تفرّق وتشعّب اين فتنه‌ها گسترش آن در نقاط مختلف روى زمين وپديد آمدن فتنه‌هاى ديگرى بر اثر آن است ، وچون در اين آشوبها مردم دسته دسته گرفتار وهلاك مىشوند واژه كيل را كه به معناى پيمانه است استعاره فرموده زيرا كسى كه چيزى را كيل مىكند پيمانه پيمانه از آن برمىدارد تا كار توزين آن را به پايان رساند ، وبا واژه صاع كه به معناى پيمانه است استعاره