ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
73
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
زخمها ) تفتيده وگداخته كرده است ، تا بر هر جا كه نياز داشته باشد بگذارد بر دلهاى كور ، بر گوشهاى كر ، بر زبانهاى گنگ ، أو با داروهاى خويش بيماران غفلت زده وسرگشته را رسيدگى ودرمان مىكند ، همانهايى كه از فروغ حكمت بهره نگرفته وانديشه خود را به أنوار دانشهايى كه اعماق جان را روشنى بخشد تابان وفروزان نكردهاند ، اينها در چنين أحوالي چون چار پايان چرنده غافل ، ومانند سنگهاى سخت بىدرك وجامدند . اينك براي صاحبان بصيرت وبينش ، پوشيدهها آشكار ، وراه حقّ براي گمراهان هويدا شده ، ورستاخيز ، نقاب از چهره برداشته ، وبراي هوشمندان وحقيقت جويان ، نشانههاى آن نمودار گشته است . چرا شما را پيكرهايى بىجان ، وجانهايى بىبدن وتوان مىبينم ؟ چه شده كه شما را عابدانى بىتقوا ، سوداگرانى بىسود ، بيدارانى در خواب ، حاضرانى غايب ، بينندگانى كور ، شنوايانى كر وگويندگانى لآل وبىزبان مشاهده مىكنم ؟ درفش گمراهى با شدّت در مركز خود بر پا شده ، وشاخههاى آن همه جا پراكنده گشته است ، ياران وپيروان آن شما را با پيمانهء خود مىسنجند وبا همه قدرت شما را مىكوبند ، رهبر اين گروه از كيش مسلمانى بيرون وبر ضلالت وگمراهى پايدار است ، در آن روزگار از شما جز شمار اندكى مانند آنچه در ته ديگ ويا در ته جوال به جا مىماند باقي نخواهد ماند ، أو همان گونه كه چرم دبّاغى را مالش مىدهند شما را به هم مىمالد ، وهمچون گندم خرمن شده درهم مىكوبد ، وهمچون پرندهاى كه دانههاى درشت را از ريز جدا مىكند مؤمنان را از ميان شما بيرون مىكشد ( واز ميان مىبرد ) . بالآخرة اين راهها شما را به كجا مىبرد ، واين تاريكيها تا كي شما را سرگردان وحيران مىسازد ؟ واين دروغها تا چه زمان شما را فريب مىدهد ؟ اين گمراهيها را از كجا براي شما مىآورند ، وكي از اين غفلت وناداني باز مىگرديد ؟