ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

39

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

مىساخت ، جز آن كساني كه پيوستن آنها به ديگران امكان نداشت ويا اميدى نسبت به آنان باقي نبود . برخى از رهروان راه حقّ گفته‌اند : واژه‌هاى حسير وكسير ( درمانده وشكسته ) كناية است از كسى كه پاى خرد أو به سبب كمي بينش وكژى ادراك از سير در طريق إلى اللّه باز مانده ، وپيامبر أكرم ( ص ) به دستگيرى وفريادرسى أو پرداخته ، وبا چاره جوييها وانگيزه‌هاى مختلف ، أو را به سوى دين كشانيده وبه اندازه ممكن ، أو را از عقايد صحيح واعمال پسنديده برخوردار فرموده است ، وغرض از پيمودن راه شريعت نيز همين است . ( 20179 - 20175 ) فرموده است : إلّا هالكا لا خير فيه . مراد كسى است كه پيامبر أكرم ( ص ) از اصلاح آن نوميد است ، زيرا داناست به اين كه أو اصلاح شدني نيست مانند أبو لهب وأبو جهل وجز اين دو . ( 20187 - 20186 ) فرموده است : فاستدارت رحاهم . واژه « رحا » را براي اجتماع وبلندى يافتن آنان بر ديگران استعاره فرموده است ، چنان كه قطعه يا بخشي از زمين بر اثر تراكم خاك ومانند آن مرتفع مىشود . ( 20225 - 20201 ) فرموده است : واستوسقت في قيادها . اشاره به اعرابى است كه فرمانبردارى كردند ، ودر برابر اسلام گردن نهادند ، وواژه‌هاى اتّساق وقياد را از آن جهت استعاره فرموده كه آنان را به شترانى كه به دور ساربان گرد آمده وبراي جلودار آنها منظّم شده‌اند تشبيه فرموده است . وواژه خاصره را براي باطل استعاره آورده وبا ذكر لأبقرنّ آن را ترشيح داده است ، واين به ملاحظه شباهت باطل است به حيواني كه آنچه را گرانبهاتر از خود اوست مىبلعد ، وكناية بر جدا شدن حقّ از باطل دارد . وتوفيق از خداوند است .