ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
102
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
وچنان در أنوار كبرياى تو مستغرقند كه توجّهى به جز تو ندارند اگر كنه حقيقت تو را بدانند طاعت وعبادت خويش را ناچيز خواهند شمرد ، وخواهند دانست كه اعمال آنها در خور عظمت وكبريايى تو نيست ، وچون كمال طاعت وعبادت بسته به مطابقت آن با أوامر مولا ودرجه آگاهى به عظمت وجلال اوست وخداوند متعال بالاتر از آن است كه هيچ فرشته مقرّب ونبىّ مرسلى به كنه حقيقت أو دانايى وآگاهى يابد لذا عبادت فرشتگان نيز با عجز از درك كنه ذات أو ، بر حسب درجات معرفت آنهاست ، وهر كدام از آنها كه معرفتش كمتر است ، عبادتش در برابر عبادت آن كه معرفتش بيشتر است ناچيز واندك است ، تا آن جا كه اگر بر درجات معرفت آنها افزوده شود وبتوانند بر كنه حقيقت أو راه يابند ، عبادات آنان فزونتر وكاملتر خواهد شد ، وآنچه را در پيش انجام دادهاند حقير وناچيز خواهند شمرد ، وخود را بر قصور در طاعت وكوتاهى در عبادت كه شايسته كمال مطلق اوست سرزنش خواهند كرد . ( 21630 - 21626 ) امام ( ع ) در جمله « وقلّة غفلتهم عن أمرك » عدم صدق غفلت در حقّ فرشتگان را مجازا به قلّت غفلت تعبير فرموده است واين از باب اطلاق اسم لازم بر ملزوم است زيرا هر معدومى اندك است ولى هر اندكى معدوم نيست ، ونيز قلّة الغفلة را در مقابل « 13 » كثرة الطّاعه استعمال فرموده ومحتمل است كه مراد آن حضرت از قلّت غفلت فرشتگان قوّت معرفت برخى از آنها نسبت به برخى ديگر باشد ومجازا از نظر اطلاق اسم لازم بر ملزوم به كار رفته است ، زيرا قلّت غفلت مستلزم قوّت وفزونى معرفت است ، پيش از اين در باره أنواع فرشتگان آسمان وجز آنها ونيز نكتههايى از أحوال آنها را در خطبه نخست شرح دادهايم .
--> ( 13 ) مقابله نوعي از صنعت مطابقه وتضادّ است به اين گونه كه همه يا أكثر واژههاى قرينه را در نظم يا نثر ضدّ يكديگر بياورند . فرهنگ معارف اسلامى ( مترجم )