ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
93
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
متعال أصل ومبدأ هستى بندگان وتمام موجودات در حال وآينده است ، همچنين أو مقصد نهايى وپايانى آنهاست ، وبازگشت همگى زندگان ومردگان به سوى اوست ، وهستى آنها در حالت زندگى ومرگ به دست قدرت اوست . آنچه پس از اين مىآيد أموري است كه امام ( ع ) از خداوند نفى فرموده است : ( 21439 - 21429 ) 11 - لم ترك العيون فتخبر عنك : در اين عبارت از غيبت به خطاب توجّه شده مانند قول خداوند متعال در « إِيَّاكَ نَعْبُدُ » كه خطاب پس از غيبت است ، واين التفات وعكس آن كه انتقال از خطاب به غيبت مىباشد نشانه شدّت عنايت سخنگو به مطلب مورد توجّه است واين شيوهء سخنگويى از محاسن علم بيان است . بايد دانست كه در اين گفتار يا مجاز به كار رفته ويا محذوفى در تقدير است ، زيرا اگر بر حسب آنچه ألفاظ دلالت وواقعا صدق دارد بيننده همان چشمها باشد لازم مىآيد كه نسبت خبر دادن چشمها از أو بر سبيل مجاز باشد ، زيرا چشم نمىتواند از چيزى خبر دهد ، واگر بخواهيم از مجاز اجتناب كنيم لازم است محذوفى را در تقدير بدانيم وعبارت چنين باشد : لم ترك العيون فتخبر عنك أربابها يا لم ترك أرباب العيون فتخبر عنك ( صاحبان چشمها تو را نديدهاند تا از تو خبر دهند ) كه در اين صورت چنان كه گفته شد اضمار يا تقدير لازم مىآيد ، وميان مجاز واضمار تعارض واقع مىشود ، وچون طبق آنچه در مقدّمات أصول فقه ثابت است ، مجاز واضمار در يك مرتبه قرار دارند ، لذا عبارت را مىتوان به هر يك از دو صورت مذكور حمل كرد ، زيرا مراد ومفاد سخن تنزيه ومبرّا كردن حقّ تعالى است از آنچه گروه مشبّهه وأمثال آن در باره خداوند مىگويند ، وبراي خداوند صفاتى بر مىشمارند كه لازمهاش اين است كه بينندگان با ديده سر أو را ببينند واز أو خبر دهند ، با اين كه اين گمراهان خود اذعان دارند كه خدا را نديدهاند وأو را ناديده توصيف مىكنند وچون خبر از محسوسات وهر چه از اين گونه است زماني صدق دارد كه مستند به حسّ باشد ، لذا اين كه خداوند را به چشم سر نمىتوان ديد