ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
90
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
احاطه پيدا كند أصلا محال است ، اين عظمت إضافي ونسبى نبوده واز آن عظيم على الاطلاقي است كه مرغ انديشه را به فضاى قدس أو راه نيست ، وخردها نمىتوانند بر صفات كمال وأوصاف جلال أو آگاه شوند واين همان خداوند متعال است ، امّا در مورد غنا وبىنيازى أو در آينده سخن خواهيم گفت . ( 21394 - 21391 ) 2 - قيام كلّ شيء به : بايد دانست كه ممكنات يا جوهرند يا عرض وهيچ يك از جواهر واعراض به خودى خود موجود نيست ، در مورد اعراض روشن است كه وجود آنها نيازمند محلّ جوهري است ، وتحقّق وجود جواهر در جهان هستى نيز بسته به وجود علل آنهاست ، وسلسله عليّت نيز به فاعل اوّل جلّ وعلا منتهى مىشود ، بنا بر اين أو فاعل مطلق است ودر جهان هستى قوام همه موجودات بدوست ، وچون ثابت است كه خداوند متعال در هر چيزى بىنياز از غير است ، وهم أو قوام ومبدأ بقاى هر چيز مىباشد ، لذا أو قيّوم مطلق است ومعناى قيّوم اين است كه أو قائم به ذات خويش است وپايدارى هر چه جز اوست بدو مىباشد ، وآنچه امام ( ع ) در اين باره فرموده مستلزم همين معناست . ( 21397 - 21395 ) 3 - غنى كلّ فقير : لازم است واژه فقر ( نادارى ) در اين جا اعمّ از معناى متعارف ورايج آن تلقّى وبر معناى مطلق نادارى ونيازمندى حمل شود تا ستايش خداوند تعميم يابد چنان كه غنا نيز به معناى سلب مطلق نيازمندى مىباشد ، وچون ثابت است كه هر ممكن الوجودي در وجود وبقاى خود محتاج خداست وهمه موجودات روى نياز به أو دارند ، وأو پديد آورنده وبرپا دارنده وجود انسان است لذا ثابت مىشود كه برطرف كننده نياز هر موجود بلكه هر ممكن ، خداوند متعال است ، ودر اين عبارت كه فرموده بىنياز كننده هر نيازمندى است مراد همين است ، واطلاق واژه غنا بر خداوند متعال بر سبيل مجاز وگذاردن نام سبب بر مسبّب است . ( 21401 - 21399 ) 4 - عزّ كلّ ذليل : پيش از اين گفته شد كه عزيز به معناى خطير وچيز ارزشمندى است كه نظاير آن كمياب ونياز به آن زياد ، ودسترسى بدان دشوار