ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
91
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
باشد وهر چيزى داراى اين أوصاف سهگانه باشد به آن عزيز گفته مىشود ، ونيز سابقا گفتهايم كه اين مفاهيم از مقولة تشكيك « 2 » ، وبر حسب مصداق مورد زيادة ونقصان است ، وهر كمال كه در آنهاست در خداوند متعال وجود دارد ، مقابل واژه عزيز لفظ ذليل است ، وثابت است كه أو جلّ وعلا عزّت دهنده هر موجودى است وتحقّق اين مفاهيم سهگانه در غير أو به يمن تفضّل اوست ، زيرا خداوند است كه به سلسله وجود انتظام بخشيده وبه هر يك از موجودات در نظام كلّى هستى ، مقام ومرتبهاى عنايت فرموده است از اين رو عزّت وكرامت هر چيزى از اوست ، وچون هر موجودى كه در قيد امكان است در پيشگاه أو خوار ، ودر تحقّق مفاهيم سهگانهاى كه گفته شد بدو نيازمند است لذا أو عزّتبخش هر خوار وزبون مىباشد . اطلاق واژه عزّ بر خداوند مانند اطلاق واژه غنا بر اوست . ( 21405 - 21402 ) 5 - وقوّة كلّ ضعيف : قوّت ونيرومندى براي بيان كمال قدرت وتوانايى وشدّت منع ودفع به كار مىرود ، وواژه مقابل آن ضعف وناتوانى است ، واين دو واژه از مقولة تشكيك است واگر در مورد اشخاص استعمال شود محتمل زيادة ونقصان مىباشد وچون ثابت است كه خداوند متعال پشتوانه وتكيهگاه همگى موجودات است واوست كه به هر چيزى به اندازه قابليّت وى آنچه را استعداد واستحقاق دارد مىبخشد ، از اين رو أو ، عطا كننده وبخشنده قدرت وكمال به هر ناتوانى است كه از پيش خود نيرو وتوانى ندارد لذا توان ونيروى هر ضعيفى به هر دو معنايى كه از قوّت ذكر شد ، از اوست . نقل شده كه حسن بصرى گفته است : از پيامبر خدا لوط جاى شگفتى است كه گفته است : قالَ لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلى رُكْنٍ « 3 » آيا مىتوان تصوّر كرد كه پشتيبانى نيرومندتر از خداوند اراده كرده باشد ؟ اطلاق واژه قوّت براي خداوند نيز مانند اطلاق واژه غناست .
--> ( 2 ) هرگاه مفهوم كلى بر افراد خود بطور متفاوت صدق كند آن كلى را مشكّك وتفاوت را تشكيك گويند . فرهنگ معارف اسلامى ( مترجم ) . ( 3 ) سورهء هود ( 11 ) آيهء ( 80 ) كاش مرا بر شما قدرتى بود يا بتوانيم به جاى محكمى پناه برم .