ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
52
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
بعثت را ، ايجاب مىكند ، چون قصد حضرت در اين خطبه ، سرزنش بي قيد وشرط اعراب جاهلي وايجاد رقّت در دلهايى است كه بسيار گرفتار قساوت بوده است ياد پيامبر ( ص ) را صرفا با صفت بيم دهندگى مردمان آوردهاند . تا در ضمن تفسير وتوضيح آن صفات بيم دهندگى را از نظر قرآن وسنت بيان كرده باشند . سپس حضرت رسول را به صفت امين وامانتدار توصيف كردهاند ، تا مردم متوجّه شوند ، كه بيم وترسهايى كه از جانب آن حضرت بيان شده ، در حقيقت ، از ناحيهء خداوند وارد شده است ، وآن بزرگوار در كم وزياد كردن آنها ، خيانت نمىكند بدين سان تأكيد بيشترى در دلهاى آنان نسبت به دانستنيهاشان داشته باشد ، تا بيشتر تحت تأثير قرار گيرند . سپس دنبال بيان واقعيّت وحى ، وبرجستگى خاص رسول گرامى ( ص ) به امين بودن ، ماجراى رقّت بار زندگى اعراب را در زمان جاهليت شرح مىدهد ومىفرمايد : وأنتم معشر العرب در حالي كه شما چنين وضع فلاكت بارى داشتيد پيامبر ( ص ) برانگيخته شد . « واو » در گفته حضرت ، در عبارت : « وأنتم » براي بيان حال است . يعنى در حالتي كه شما مردم عرب در چنين شرايط سختى به سر مىبرديد ، پيامبر ( ص ) مبعوث شد . بيان حال اعراب جاهلي ، در اين خطبه ، براي سرزنش وبدگويى از آنان است ، خطاب به آنان مىفرمايد : شما بدترين دين را كه پرستش بتها بود داشتيد . براي كساني كه شريعت را بفهمند وخداوند منزّه وپاك را بشناسند داشتن چنان ديني بدترين رسوايى است . من گمان نمىكنم كه بهنگام شنيدن اين ملامت وسرزنش كسى ، در پيشگاه خداوند جز شرمسارى چيز ديگرى احساس كند وبه زبان حال مىگويد : وَأُحِيطَ بِثَمَرِهِ فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ « 2 » .
--> ( 2 ) سوره كهف ( 18 ) آية ( 40 ) : اى كاش احدى را شريك پروردگارم نمىگرفتم .